تبليغاتX
سبز هم بازیچه شد...مهدی بیا!

                                 کلام امام(ره) و مدعیان خط امام(ره) و قانون گرایی

* من باز به همه این آقایانی که می‌خواهند نطق کنند و اعلامیه بدهند و نمی‌دانم نامه سرگشاده بفرستند و ازاین مزخرفات، به همه اینها اعلام می‌کنم که برگردید به اسلام، برگردید به قانون ، برگردید به قرآن کریم ،‌ بهانه درست نکنید که اسباب این بشود که شما همه به انزوا کشیده بشوید. من به بسیاری از شما علاقه دارم و میل دارم که همه به قانون عمل کنند و همه در جای خود باشند و چنانچه این‌طور نباشد،‌ مسئله طور دیگر خواهد شد. (صحیفه امام جلد 14 صفحه 415)

*نمی‌شود از شما پذیرفت که ما قانون را قبول نداریم. غلط می‌کنی قانون را قبول نداری!قانون تو را قبول ندارد نباید از مردم پذیرفت، از کسی پذیرفت ، ما شورای نگهبان را قبول نداریم. نمی‌توانی قبول نداشته باشی. مردم رای دادن به اینها ، مردم 16 میلیون تقریبا یا یک قدری بیشتر رای دادن به قانون اساسی. مردم که به قانون اساسی رای دادند منتظرند که قانون اساسی اجرا بشود؛ هر کس از هرجا صبح بلند می‌شود بگوید من شورای نگهبان را قبول ندارم ،‌ من قانون اساسی را قبول ندارم ،‌من مجلس را قبول ندارم ، من رئیس‌جمهور را قبول ندارم ، من دولت را قبول ندارم. نه ! همه باید مقید به این باشید که قانون را بپذیرید ،‌ ولو برخلاف رای شما باشد. باید بپذیرید، برای این‌که میزان اکثریت است ؛ و تشخیص شورای نگهبان که این مخالف قانون نیست و مخالف اسلام هم نیست ، میزان است که همه باید بپذیریم.(صحیفه امام جلد 14 صفحه 378)

* اگر یک جایی عمل به قانون شد و یک گروهی در خیابان‌ها برضد این عمل بخواهند عرض اندام کنند،‌ این همان معنای دیکتاتوری است که مکرر گفته‌ام قدم به قدم پیش می‌رود،‌ این همان دیکتاتوری است که به هیتلر مبدل می‌شود انسان،‌این همان دیکتاتوری است که به استالین انسان را مبدل می‌کند. اگر قانون در یک کشوری عمل نشود ، کسانی که می‌خواهند قانون را بشکنند اینها دیکتاتورانی هستند که به صورت اسلامی پیش آمده‌اند یا به صورت آزادی و امثال این حرفها. اگر همه این آقایان که ادعای این را می‌کنند که ما طرفدار قوانین هستیم ، این‌ها با هم بنشینند و قانون را باز کنند و تکلیف را از روی قانون همه شان معین کنند و بعد هم ملتزم باشند که اگر قانون برخلاف رای من هم بود من خاضع‌ ام ، اگر بر وفاق هم بود من خاضع‌ام ،دیگر دعوایی پیش نمی‌آید؛ هیاهو پیش نمی‌آید. (صحیفه امام جلد 14 صفحه 415)

* قانون معنایش این است که{ همه} چیزها {را} به حسب قانون اسلامی ، به حسب قانون کشوری که منطبق با قوانین اسلام است ، همه را ،‌وظیفه‌اشان را قانون معین کرده‌. بعد از این که قانون وظیفه را معین کرد ، هر کس بخواهد که برخلاف او عمل بکند، این یک دیکتاتوری است که حالا به صورت مظلومانه پیش آمده است و بعد به صورت قاهرانه پیش خواهد آمد و بعد این کشور را به تباهی خواهد کشید و این کشور وقتی به تباهی کشیده شد و این مردم متفرق و مختلف با هم شدند ، این همان وظیفه ای است که برای ابرقدرتها باید انجام بدهد این آدم انجام داده،‌ ولو خودش نمی فهمد، اگر بفهمد که دیگر مصیبت بالاتر است،‌لکن خودشان ملتفت نیستند. (صحیفه امام جلد 14 صفحه 415)

+ نوشته شده توسط اسدی در یکشنبه 7 تیر1388 و ساعت |

                                چند سوال سرگشاده

نامه جمعي از طلاب و روحانيون به حجت الاسلام و المسلمين هاشمي رفسنجاني

حضرت حجت الاسلام والمسلمين هاشمي رفسنجاني

با عرض سلام و احترام

نامه سرگشاده حضرت عالي به مقام معظم رهبري و انتشار آن موجب شگفتی، نگراني و ناراحتي دلسوزان و دوست داران امام، انقلاب و رهبري شد. ما جمعي از طلاب و روحانيون لازم دانستیم كه در باره انگيزه نگارش اين نامه ، انتشار و رسانه اي شدن و پيامدهاي سياسي و اجتماعي آن نكاتي را با جنابعالي در ميان گذاشته و سئوالاتي را مطرح كنيم با اين اميد كه بسياري از حقايق براي مردم عزيز روشن گرددد:


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط اسدی در یکشنبه 24 خرداد1388 و ساعت |

                                                          جراحی انقلاب

 روح الله حسينيان نماينده مردم تهران و رئيس سياست داخلي و شوراها در مجلس در گفت‌وگو با خبرنگار فارس درباره طرح نام‌ها توسط احمدي نژاد تاكيد كرد: بايد بگويم گاه ما بين دو مصلحت قرار مي‌گيريم که بايد مصلحت برتر را در نظر بگيريم. امروز انقلاب اسلامي بين دو واقعيت حفظ شخصيت بزرگان انقلاب و حفظ خود انقلاب قرار گرفته است. قطعا هيچ چيز مانند حفظ انقلاب برتري ندارد و ما بايد همه چيز را فداي اصل انقلاب اسلامي كه نتيجه 1400 سال مبارزه، جهاد، مهارت و اسلام علوي است كنيم.

وي همچنين با اشاره به برخي واكنش‌ها مبني بر عدم اشاره به نام افراد اظهار داشت: ما بايد به اين موضوع عميق تر از اين نگاه كنيم مقام معظم رهبري بارها خواص و انحرافاتي را مطرح كرده اند كه موجب به وجود آمدن عاشورا و كربلا شده از جمله اين عوامل دنيا گرايي خواص است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط اسدی در سه شنبه 19 خرداد1388 و ساعت |

رنگ و نيرنگ

اين روزها احزاب، گروه ها و بسياري از طرف داران جناب مهندس مير حسين موسوي براي تبليغ وي از رنگ سبز بهره مي گيرند. در اين زمينه نكاتي شايان توجه است:

1- رنگ سبز نماد و نشانه سيادت و انتساب نامزد ياد شده به خاندان پيامبر گرامي اسلام(ع) است. طرفداران مهندس موسوي از اين راه مي خواهند نظر مردم را به سوي نامزد مورد نظر خويش جلب و براي وي كسب راي كنند، زيرا گرايش مذهبي و علاقه و احترام مردم شريف ايران به اهل بيت پيامبر(ع) و خاندان عصمت و طهارت، حقيقتي آشكار و انكار ناپذير است. تا اينجا اشكال و ايرادي متوجه اين كار نيست، چنان كه در گذشته نيز در رقابت هاي انتخاباتي از ويژگي ها و تمايزهايي مانند سيادت، روحاني بودن، همراهي و مصاحبت با امام (ره)، زنداني سياسي بودن، جانبازي، ايثار گري، آزادگي،خانواده شهيد بودن و همانند آن استفاده مي شده است. اين مساله در صورتي كه صادقانه و همراه با اعتقاد راستين به اين ارزش ها باشد و در راستاي خدمت به اسلام، انقلاب، ايران و مردم باشد نه تنها امر ناپسندي نيست، بلكه مي تواند در كنار شايستگي ها و توانمندي هاي لازم ، عاملي براي علاقه مردم به مسئولان و همگرايي با آنان باشد.در باره جناب مهندس مير حسين موسوي نيز اين مساله صادق است. بدون ترديد وي از خانواده سادات ، منسوب به خاندان گرامي پيامبر اسلام(ع) و براي همه علاقه مندان به اهل بيت(ع) قابل احترام است و اين مساله مي تواند در نظر بخشي از راي دهندگان امتيازي براي گزينش وي باشد.

2-حساب آن دسته از طرفداران صادق، متدين و معتقد مهندس موسوي كه به آرمان هاي امام و انقلاب وفادارند نيز كاملا روشن و جداست و نبايد به آنان نيز به سبب استفاده از اين رنگ براي تبليغ كانديداي مورد نظرشان خرده گرفت. حال چنين كاري استفاده ابزاري از يك نماد ديني هست يا نه ، اساسا در صدد پرداختن به اين بعد قضيه نيستم.

3- نكته اصلي و اساسي، بهره برداري از اين مساله و رنگ سبز از سوي احزاب، گروه ها و كساني است كه بدون شك بخشي از آنان نه تنها اعتقاد درستي به اسلام، اهل بيت(ع) انقلاب، امام خميني(ع) و ارزش هاي ديني ندارند، بلكه افكار و انديشه ها، اظهارات، نوشته ها، موضع گيري ها ، مطالبات و عملكرد آنان نشان مي دهد كه آنان از همان آغاز با اسلام، انقلاب و آرمان هاي امام در تضاد بوده و يا دست كم در موارد زيادي به آن وفادار نمانده‌اند. چنين افرادي امروزه به روشني در ميان احزاب و گروه هايي مانند جبهه مشاركت، سازمان مجاهدين، جبهه ملي، نهضت آزادي ، سكولارهاي وطني، سلطنت طلب ها، دشمنان تابلودار انقلاب و مانند آنها ديده مي شود. كساني كه در دوران اصلاحات به صراحت از پايان پذيرفتن دوران امام خميني(ره) و به موزه سپرده شدن انديشه هاي وي سخن گفته و يا در برابرآن سكوتي حمايت آميز پيشه كردند در ميان همين گروه ها بوده و هستند. آنان بارها انديشه ها و ارزش هاي اسلامي را خشونت بار، ارتجاعي و كهنه خواندند ، دين را افيون توده ها و حكومت ها ناميدند، ائمه معصومين را به سخره گرفتند ، اصلي ترين انديشه امام راحل(ره) يعني نظريه ولايت فقيه را زير سئوال برده و به شدت دچار چالش كردند. همه اين موارد و مانند آن از سوي كساني انجام و يا مورد حمايت قرار گرفت كه امروزه بيرق سبز و سيادت را برافراشته ‌اند و در زير آن سينه مي زنند.

4- بسياري از كساني كه در سال هاي پس از انقلاب با استفاده از فرصت هاي پيش آمده و به جاي خدمت، به چپاول سرمايه هاي مردم پرداخته و خود، خانواده و اطرافيانشان به ثروت هاي افسانه اي دست يافتند ، هم اكنون هزينه هاي لازم براي تهيه شال، مچ بند، لباس ها، پوستر و پرچم هاي سبز و ديگر هزينه هاي ميلياردي را سخاوتمندانه تقبل كرده اند. آيا براستي آنان به رنگ سبز و سيادت و اهل بيت(ع) عقيده دارند؟ آيا براستي عملكرد آنان شباهتي به رفتار اهل بيت(ع) دارد؟

5- نگاهي گذرا به سخنان، تصاوير و فيلم هاي منتشر شده از همايش هاي انتخاباتي نشان مي‌دهد كه بخش قابل توجهي از حاضران در آن همايش ها به رنگ سبز و سيادت و ارزش هاي اهل بيت(ع) معتقد و پايبند نيستند! رقص و پايكوبي دختران و پسران آن چناني در حالي كه شال سبز بر سر و شانه هاي خود دارند ، چه تناسبي با سيادت و خاندان اهل بيت(ع) دارد؟

6- با توجه به نكات شماره 3 تا5، طبيعي است كه اين پرسش براي بسياري از مردم پديد آيد كه چرا افراد، گروه ها و احزابي با اين پيشينه، عملكرد و اعتقاد بيرق سبز برافراشته و در زير علم سبز سيادت سينه مي زنند؟ بدون شك استفاده اين گروه ها، احزاب و افراد از رنگ سبز و سيادت، فريب ، تزوير و نيرنگي بيش نيست. آنان در سخنان و تحليل هاي خود به صراحت گفته اندكه با توجه به گرايش هاي مذهبي و ديني مردم ايران ، فعلا ناگزير بايد براي رسيدن به اهداف خويش از راه دين و مذهب وارد شد. دين و مذهب در شرايط فعلي براي بسياري از آنان نردباني بيش براي رسيدن به بام قدرت نيست.

نگاهي به تاريخ اسلام نشان مي دهد كه استفاده نيرنگ بازانه از نمادها ، مقدسات و عواطف ديني مردم براي فريب افكار عمومي از سوي كساني كه كم ترين اعتقادي به آن نداشته‌اند، بدون سابقه و پيشينه نيست و در آينده نيز رخ خواهد داد. برافراشتن قرآن بر سر نيزه، علم كردن پيراهن عثمان، شعار بني عباس در طرفداري از اهل بيت(ع) و استفاده ياران دجال از شال ها و رداي سبز از اين نمونه اند:

الف- قرآن بر فراز نيزه ها : نمونه بارز مردم فريبي و نيرنگ بازي با بهره گيري از نماد ها و مقدسات ديني، استفاده معاويه از قرآن كريم بود. مالك اشتر، فرمانده دلير سپاه علي(ع) در جنگ صفين، با در هم شكستن سپاه شام به نزديكي خيمه معاويه رسيده بود. جنگ سرنوشت سازترين لحظات خود را سپري مي كرد . هنگامي كه شاميان شكست خود را حتمي ديدند، با پيشنهاد عمرو بن عاص قرآن ها را بر سر نيزه ها بر افراشته و فرياد برآوردند كه بياييد از جنگ و خونريزي دست كشيده و كتاب خدا را در ميان خود حكم و داور قرا دهيم. اصرار امام علي(ع) و مالك اشتر بر ادامه جنگ و يكسره كردن كار دشمن بي فايده بود. نيرنگ شاميان كارگر افتاد. هر چه علي(ع) فرمود كه اين نيرنگ و فريبي بيش نيست ، معاويه اعتقادي به قرآن ندارد و تنها براي فريب شما و نجات خويش از مهلكه دست به چنين ترفند و شگردي زده است، ساده لوحان، ظاهربينان و مقدس نمايان سپاه باور نكردند. آنان با اين توجيه كه شاميان به حكميت قرآن تن داده اند و جنگ با آنان روا نيست، سرانجام علي(ع) را وادار به توقف جنگ و پذيرش حكميت كردند و در نهايت به دنبال حكميت، گروهي كه بعدها خوارج نام گرفتند، علي(ع) را به سبب پذيرش حكميت غير خدا كافر خوانده و به جنگ با وي پرداختند و سرانجام آن امام همام به دست يكي از افراد همين گروه به شهادت رساند.

ب- پيراهن عثمان: هنگامي كه عثمان به دست مسلمانان كشته شد، اصحاب جنگ جمل و معاويه با سو استفاده از اين حادثه، مردم را فريب داده و به جنگ علي(ع) فرا خواندند. گزارش هاي معتبر تاريخي نشان مي دهد كه امام علي(ع) در زمان محاصره خليفه سوم از سوي قيام كنندگان، براي وي و خانواده اش آب و آذوقه فرستاد، ولي در مقابل، معاويه هنگامي كه در خواست كمك از سوي عثمان را دريافت كرد، عمدا به قدري تامل و درنگ كرد تا اينكه وي كشته شد. در پي اين حادثه معاويه و اصحاب جنگ جمل به بهانه خون خواهي خليفه مسلمانان به جنگ با امام علي(ع) و خليفه منتخب مردم پرداختند، در حالي كه آن حضرت كوچكترين نقشي در كشته شدن عثمان نداشت. اصحاب جمل پيراهن خونين عثمان را علم كرده و مردم را به خون خواهي خليفه مظلوم و مقتول فرا مي‌خواندند، در حالي كه برخي از سران آنها در زمان حيات عثمان بد ترين توهين ها را به وي روا داشته و خواستار قتل وي شده بودند. بني اميه و اصحاب جنگ جمل هرگز به راستي در صدد خون خواهي عثمان نبودند، بلكه آنان براي حفظ امتيازات و موقعيت سياسي و اجتماعي خويش كه با سركار آمدن حضرت علي(ع) شديدا به خطر افتاده بود، با وي در افتاده بودند و خون خواهي عثمان و علم كردن پيراهن وي فقط دست آويزي براي فريب مردم و تحريك عواطف ديني آنان در راستاي مقاصدشان بود. با توجه به چنين استفاده فريبكارانه و نيرنگ بازانه است كه بعد از اين حادثه، داستان علم شدن پيراهن عثمان تبديل به يك ضرب المثل شد. هنگامي كه كسي موضوعي را صرفا براي سو استفاده كردن و فريب مردم مطرح كرده و علم نمايد، گفته مي شود كه پيراهن عثمان شده است.

ج- شعار طرفداري از اهل بيت(ع): نمونه سوم بهره گيري بني عباس از علاقه و اعتقاد مردم به اهل بيت پيامبر اسلام بود. آنان كه از جايگاه خاندان رسول خدا در ميان مردم به ويژه ايرانيان آگاه بودند، با شعار طرفداري از اهل بيت پيامبر(ص) ، به حاكميت رساندن و گرفتن حق غصب شده آنان بر ضد خلفا و حاكمان بني اميه قيام كردند. در اين ميان شعار ابو مسلم خراساني در طرفداري از اهل بيت(ع) و فراخوان مردم به قيام عليه بني اميه مشهور است. آنان با بهره گيري از چنين ترفندي توانستند مردم را به دور خويش جمع كرده و سرانجام حكومت بني اميه را ساقط كنند. ولي تاريخ به خوبي نشان داده است كه طرفداري از اهل بيت و به حكومت رساندن آنان شعار و ابزاري جز براي تحريك عواطف ديني مردم نبود و هنگامي كه بني عباس به حاكميت رسيدند، رفتاري به مراتب خشن‌تري را نسبت به امامان‌اهل بيت(ع) و شيعيان آنها در پيش گرفتند.

د- ياران دجال : براساس روايتي منسوب به امام علي(ع) بيشتر ياران «دجال» كه به جنگ و ستيز با حضرت ولي عصر(عج) خواهد پرداخت، از افراد ناصالح و آلوده خواهند بود و آنان شال و ردايي سبز رنگ بر سر و شانه هاي خود خواهند افكند:

« الا و ان اكثر اشياعه... و اصحاب الطيالسة الخضر.» بحار الانوار، ج52، ۱۹۳

بسياري از ياران دجال كساني هستند كه شال سبز بر سر و شانه هاي خود افكنده اند.

به احتمال زياد دجال و ياران وي ، براي فريب مردم از اين نماد و نشانه اهل بيت (ع) استفاده خواهند كرد.

نكته پاياني اين كه قطعا نمي توان جناب مهندس مير حسين موسوي و آن دسته از طرفداران صادق و متدين وي را به معاويه، اصحاب جمل، بني عباس، دجال و ياران آنان تشبيه وتطبيق كرد، اما سو استفاده از رنگ سبز و نماد سيادت از سوي احزاب، گروه ها و افراد غير معتقد به دين، مكتب و خاندان اهل بيت(ع) وانديشه ها و آرمان هاي امام راحل دقيقا همان نيرنگ و فريبي است كه به نمونه هايي از آن اشاره شد.

+ نوشته شده توسط اسدی در جمعه 15 خرداد1388 و ساعت |
چرا سيب زميني رايگان توزيع ميكنند؟ آيا راي ميخواهند؟

این جنجالی که اخیرا توسط برخي از رسانه‌هاي دوم خردادي در خصوص توزيع رايگان سيب زميني در بين اقشار کم درآمد و مرتبط کردن اين مساله با بحث انتخابات رياست جمهوري ایجاد شده است بیشتر از تخریب دولت نهم ، توهين به مردم است.
تصور اينکه مردم راي خود را به سيب زميني بفروشند، توهين به مردم است و کسي راي و سرنوشت خود را به سيب زميني نمي‌فروشد.

همان طور که میدانید در سال پاياني دولت محترم آقای خاتمي 130 هزار تن پياز خريداري شده از کشاورزان در انبارها گنديد و مسوولان دولتي وقت حاضر نشدند که اين محصول را در بين اقشار کم درآمد توزيع کنند.
شاید مخالفان توزيع سيب زميني رايگان در بين اقشار کم درآمد به دنبال اين هستند که اين محصول نيز مانند دوره خاتمي در انبارها خراب شود و به دست مردم نرسد.

دولت طبق قانون خريد تضميني محصولات کشاورزي موظف به خريد مازاد محصولات از کشاورزان است و اگر اين محصولات را حتي به صورت رايگان در بين مردم توزيع نکند، در انبارها خواهد پوسيد و به دست مردم و نيازمندان نخواهد رسيد.
سال گذشته 6 ميليون تن سيب زميني در کشور توليد شد در حالي که نياز سالانه کشور به اين محصول 5 ميليون تن است و اگر دولت آن را در بين مردم توزيع نمي کرد، به سرنوشت پيازها در دولت اصلاحات دچار مي‌شد.
منطق مخالفان اين اقدام دولت اين است که محصولات کشاورزي مازاد که از کشاورزان خريداري شده، در انبارها فاسد شود اما در بين مردم توزيع نشود.

توزيع محصولات کشاورزي در بين خانواده هاي تحت پوشش کميته امداد امام خميني و سازمان بهزيستي کشور در سال‌هاي گذشته نيز رخ داد اما در آن زمان کسي به آن اعتراضي نکرد. شاید حالا که به انتخابات نزدیک شدیم حساسیت کار بالا رفته است. اما مجموعه ی دولت هیچگاه از اقدام تخریبی عده ای نادان دست از کار نکشیده اند و با قدرت به کار خود ادامه میدهند و روسیاهی تخریب کنندگان برای خودشان باقی خواهد ماند.

اخیرا آقای موسوی در مصاحبه خود در پاسخ به سئوال خبرنگاری که از فعالیت دانشجویی با سوابق سوء در ستادش پرسیده بود ، بدون پاسخ روشن به این نکته گفت : « ستاد ما پول‌های کلان ندارد، نمی‌‌تواند سر چهارراه‌ها به مردم کاسه آش بدهد، نمی‌‌تواند برای رای جمع کردن در میان مردم به عده‌ای پول داده و یا کیسه‌های سیب زمینی در میان مردم پخش کند». این سخن آقای موسوی که در شأن ایشان هم نبود، قبل از آن که تعریضی بر دولت نهم باشد مانند ادعای نماینده اصلاح طلب یزد که استقبال مردم از رییس جمهور را به دلیل وعده شام و نهار دانسته بود، بی احترامی به مردم است . مردم ایران اگر این چنین بودند ، قطعا در انتخابات نهم وقتی با وعده پرداخت ماهی پنجاه هزار تومانی آقای کروبی در مرحله اول و وعده پرداخت مالی ستادهای آقای هاشمی در مرحله دوم روبرو شدند ، تصمیم خود را عوض می کردند و غیر از احمدی نژاد را انتخاب می کردند . اگر ادعای آقای موسوی صحیح باشد، باید مردم اصفهان را علاقه مند به سیب زمینی دانست و البته با این فرض دولت برای کشاندن این موج جمعیت به میدان امام خمینی که دو برابر و نیم زمین فوتبال است ، باید به واردات سیب زمینی روی آورد !
نعوذ بالله من شرور انفسنا !


آیا احمدی نژاد معتقد به خلیج عربی هست ؟!

این مطلب را می نویسم چون می بینم این روزها مدام تکرار می شود که احمدی نژاد در اجلاسی شرکت کرد که عنوانش «شورای همکاری کشورهای خلیج عربی» بود، یا در زیر تابلویی که عبارت «خلیج عربی» بر آن نوشته شده بود، نشست. این ادعا را کسانی تکرار می کنند که مطمئن هستم سواد عربی شان در حدی هست که بفهمند دارند چه اشتباه بزرگی می کنند، اما وقتی مدام این اشتباه را تکرار می کنند یا باید در سواد و نخبگی شان شک کرد یا در صداقتشان.

عنوان اجلاسی که احمدی نژاد در سال ۱۳۸۶، به شرکت در آن دعوت شد (و اگر آن دعوت را نمی پذیرفت به طور حتم از سوی همین کسانی که او را به خاطر شرکت در آن اجلاس شماتت می کنند به ماجراجویی و تشنج و تنش آفرینی در روابط با همسایگان متهم می شد)، «مجلس التعاون لدول الخلیج العربیه» بود. مخالفان باسواد احمدی نژاد، عنوان این اجلاس را اینگونه ترجمه می کنند: «شورای همکاری دولتهای خلیج عربی». در حالیکه هر دانش آموزی، با سوادِ عربی دوم راهنمایی می داند که ترجمه درست این عبارت، «شورای همکاری دولتهای عربی خلیج» است. چرا؟ توضیح می دهم:

کلمه «العربیة» در این عبارت به «ة»، ختم شده است، یعنی به شکل مونث به کار رفته است. در قواعد زبان عربی، صفت کلمه مونث، مونث و صفت کلمه مذکر، مذکر است. بنابراین در این عبارت، کلمه «العربیة»، صفت یک کلمه مونث است. در عبارت «دول الخلیج العربیة»، کلمه «خلیج»، دارای جنسیت مذکر است، نه مونث. بنابراین «العربیة»، نمی تواند صفت خلیج باشد. اگر صفت خلیج بود، این عبارت باید به این شکل می آمد: «دول الخلیج العربی».
اما کلمه «دول» که جمع مکسر کلمه غیر جاندار «دولة» است، از نظر جنسیت، مونث است. بنابراین روشن می شود که کلمه العربیة، صفت کلمه «دول» است و نتیجه اینکه
ترجمه درست «دول الخلیج العربیة»، «دولتهای عربی خلیج» است نه «دولتهای خلیج عربی».

یکی از کاندیداهای ریاست جمهوری، اخیرا در سخنرانی اش در پاسخ به سئوال انتقادی یکی از حضار که به خاطر ایام فاطمیه، لباس مشکی پوشیده بود گفته است: «به جای مشکی، لباس قرمز بپوشید ولی دروغ نگویید.» با این حال ایشان در همان سخنرانی، مدعی شده اند احمدی نژاد در اجلاسی شرکت کرده که عنوان «خلیج عربی» داشته است. من هم به نوبه خودم، خدمت این کاندیدای محترم عرض می کنم «به جای شال سبز، کراوات به گردن بیندازید ولی دروغ نگویید»!

توضيح تكميلي
آدرس زير،‌ بخش ترجمه سايت گوگل است که کلمه ها، عبارتها و جمله عربي را به انگليسي ترجمه مي كند:
http://translate.google.com/translate_t?hl=en&sl=ar&tl=en#
دوستاني كه در صحت ادعاي بنده شك دارند، مي توانند هر دو عبارت «مجلس التعاون لدول الخلیج العربیة» و «مجلس التعاون لدول الخلیج العربی» را در اين صفحه یا هر صفحه ترجمه دیگری در اینترنت وارد كنند و ترجمه آنها را با هم مقايسه كنند. 
كساني هم كه حوصله ندارند، مي توانند
اينجا
 را كليك كنند و ترجمه انگليسي هر دو عبارت را با هم مقايسه كنند. همانطور كه مي بينيد ترجمه انگليسي اين دو عبارت به ترتيب از اين قرار است:

The Cooperation Council for the Arab States of the Gulf
The Cooperation Council for the Arab Gulf States

 

با تشکر از وبلاگ آرمانشهر


نرخ بیکاری در دولت نهم ؟!!

در دولت احمدی نژاد نرخ بيكاري افزايش یافته است !

كاهش نرخ بيكاري، يكي ديگر از شاخص‌هاي مهم عملكرد اقتصادي دولت نهم بوده به‌طوري كه نرخ بيكاري از 1/12 درصد در سال 1385 به 6/10 درصد در سال 1386 كاهش يافت. نرخ بيكاري مناطق شهري و روستايي كشور نيز از 4/13 و 1/7 درصد در سال 85 به ترتيب به 5/12 و 7/6 درصد در سال 1386 كاهش داشته است. به‌علا‌وه در تابستان سال گذشته براي اولين‌بار در يك دهه اخير، تك‌رقمي شد.
سوالی که پیش میاید این است آیا علت كاهش نرخ بيكاري، تغيير شيوه آمارگيري درباره بيكاري است؟
باید عرض شود که شيوه محاسبه نرخ بيكاري در كشور از سال 1383 در دولت قبل بر اساس استانداردهاي سازمان بين‌المللي كار اصلا‌ح شد و از بهار سال 1384 يعني در دولت قبل به اجرا درآمد و تاكنون تغييري در نحوه محاسبه آمار بيكاري صورت نگرفته است. دولت نهم نقشي در تعيين يا اصلا‌ح فرمول و شيوه محاسبه نرخ بيكاري نداشته است.


احمدی نژاد گفته است من هاله ی نور دارم ! بعد تکذیب کرد !

هاله ی نور !

در مورد طرح این سوال باید تاسف خورد.
در بحث ها مشاهده میشوند حداکثر ایرادهای مخالفین دولت نهم از این قبیل سوالات است !

گام به گام پیش میرویم :

شروع ماجرا :

در ملاقاتی که آقای احمدی نژاد بعد از قضیه ی نیویورک با آقای جوادی آملی داشت شروع به تشریح حوادث و جریانات سفر میکند . از امنیت آنجا و نحوه ی برخورد آمریکائیها میگوید. از برنامه های ضد ایرانی آنها میگوید و... . آیت الله جوادی هم بینابین سخنان آقای احمدی نژاد با گفتن کلمه ی "الحمدلله" حرف های دکتر را تایید میکند.

دکتر احمدی نژاد به موضوع سخنرانی خود که میرسد می گوید :

" روز آخر که داشتیم می رفتیم تهران یه نفر از همین جمع اومد به من گفت : وقتی تو شروع کردی بسم الله ٬ اللهم را گفتی من دیدم یک نوری اینجوری احاطه کرد تو رفتی توی حصن اون تو حصار اون تا آخر "

دکتر در این دیدار کاملا تصریح میکنه که این از قول شخص ثالثی هست . فایل صوتی این قسمت از صحبت دکتر احمدی نژاد را اینجا برای دانلود میگذارم تا صحت گفته را متوجه شوید :

دانلود کلیپ صوتی ( ۳۳۴ کیلوبایت )


تکذیب توسط رئیس جمهور :

در مستندی که آقای نجف زاده بعد از سفر دوم رئیس جمهور به نیویورک تنظیم کرده بود ٬ در هواپیما از آقای احمدی نژاد می پرسد: ماجرای هاله ی نور چه بود ؟! دکتر می گوید :

" میگن بله ! احمدی نژاد گفته است ! ما کی همچین حرفی زدیم ! هاله ی نور ... ما نورمون کجا بود ! البته هر کس کلام خدا را تکرار بکنه جنس کلام خدا نوره دیگه ٬ جنس کلام پیامبران نوره ٬ جنس عدالت نوره ٬ جنس پاکی نوره ٬ جنس صداقت نوره ٬ حقیقت اینها نوره . میدونید نوره اینا . منتها نه اینکه حالا احمدی نژاد یه ویژگی هایی داره مثلا یه اتفاق خاصی ... . اینا نیست. منتها یه عده هم هستند هر چیزی رو استفاده میکنن برا تخریب کردن... "

و بعد قضیه ی تهمت های منتجب نیا را توضیح میدهد.

در این کلیپ هم ایشان اظهار میکنند که هاله ی نور رو از خودشون نگفتند. کلیپ صوتی این قسمت هم برای دانلود میگذارم تا حقایق روشن بشه :

دانلود کلیپ صوتی ( ۳۷۷ کیلوبایت )

مشاهده می شود که از این قضیه ی بسیار ساده چه حجم وسیعی از تبلیغات و جوسازی ها علیه آقای احمدی نژاد صورت گرفت . آنهم با برش تکه ای از فیلم ماجرا و پخش آن بصورت وسیع. که اگر کمی عقب تر از فیلم در اختیار افکار عمومی قرار میگرفت اینطور تخریب ها نتیجه ای نداشت.

والعاقبه للمتقین...

+ نوشته شده توسط اسدی در پنجشنبه 14 خرداد1388 و ساعت |

محمد رسول الله

والذین معه

أشداء علی الکفار

رحماء بينهم

*****

والذين کفروا أوليائهم الطاغوت

يخرجونهم من النور إلی الظلمات

دست دادن خاتمی با دبیر کل ناتو قاتل بی گناهان و زنان و کودکان

 

+ نوشته شده توسط اسدی در چهارشنبه 13 خرداد1388 و ساعت |

                        ازدواج با بیگانگان ، احکام و پیامدهای آن از دیدگاه اسلام

مقدمه

بدون شك، خانواده به رغم وجود نهادهاي آموزشي گوناگون همچنان يكي از مهم‌ترين نهادهاي اجتماعي است كه نقش اساسي و مهمي را در جامعه پذيري و اجتماعي شدن فرزندان ايفا كرده و بسياري از باورها، ارزشها و هنجارهاي رفتاري مورد قبول جامعه را از طريق آموزش مستقيم و غيرمستقيم به آنان منتقل مي‌نمايد. در اين ميان پدر و بيش از اومادر مي‌تواند در شكل گيري شخصيت پايه فرزندان نقش كارسازي را ايفا نمايد؛ زيرا چنانكه بسياري از ويژگيها وبيماريهاي جسمي و روحي والدين از طريق وراثت به فرزندان منتقل مي‌شود، ويژگيهاي فرهنگي آنان نيز در فرايند رشد اجتماعي و ارتباط خانوادگي قابل انتقال مي‌باشد. از اين روي سلامت جسمي، رواني و فرهنگي همواره به عنوان يكي از مسائل مهم در گزينش همسر، مورد توجه افراد در جوامع گوناگون بوده است. بر همين اساس در بسياري از فرهنگ‌ها ازدواج با پيروان اديان و افراد نژادها و قبايل ديگر ممنوع بوده است تا علاوه بر حفظ هويت ديني، اصالت نژادي و خانوادگي نيز مصون بماند.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط اسدی در شنبه 9 خرداد1388 و ساعت |

                                                                                 

                                                  بانوی بی نشان

                                         چرا گم شد نشان قبر آن انسيه حورا

مقدمه

    شايد براي هر مسلماني اين پرسش پديد آيد كه چرا مزار فاطمه زهرا(س) همچنان بي نام  و نشان است. بانويي كه بيش از هركس ديگري  محبوب پيامبر(ص) بود، به گونه اي كه براساس روايات شيعه و سني، رسول خدا(ص)، وي را «ام ابيها» ، «پاره تن خويش» و آزار و اذيت او را مايه رنجش و آزار و اذيت خويش خواند. هرگاه پيامبرخدا  به سفر مي رفت، فاطمه(س) آخرين فردي بود كه با وي وداع مي كرد و در بازگشت نيز نخستين كسي بود كه رسول خدا(ص) به ديدار وي مي شتافت. فاطمه(ع) از منظر قرآن کریم نيز جايگاهي بس بلند و بی همتا دارد. به اتفاق شیعه و سنی وي بدون شك يكي از برجسته ترين افراد «اهل بيت» و «ذوي القربي» است كه قرآن كريم به طهارت و پاكي، محبت و دوستي و رعايت حقوق آنان تاكيد مي كند. حال با اين همه تاكيد و توصيف كه تنها نمي از يم مناقب و فضايل اين بانوي بزرگ و اول اسلام است، چرا هيچ نشاني از قبر آن يادگار گرامي و دردانه پيامبر(ص) بر جاي نمانده است؟ چگونه است كه مسلمانان جزئي ترين مسائل مربوط به برخي افراد، اماكن، حوادث و ديگر چيزهاي مربوط به صدر اسلام را كه اغلب به مراتب اهميت كمتري دارند، به دقت در منابع تاريخي و حديثي خويش ثبت و ضبط كرده اند، اما نشان دقيق و روشنی از مزار و مرقد دختر دردانه رسول خدا در دست نيست؟ فارغ از صحت و سقم دیدگاه ها و گزارش های موجود در این زمینه، گروهي محل دفن او را قبرستان بقيع، شماري ميان مزار و منبر پيامبر(ص) و دسته اي ديگر درون خانه خود آن بانوي گرامي دانسته اند كه بعدها در زمان عمربن عبدالعزيز و با توسعه مسجد نبوي، درون آن قرار گرفت، اما محل دقيق دفن در كجاي اين سه مكان قرار دارد، گزارش  و روايت معتبري در اين باره وجود ندارد و به درستي روشن نيست.

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط اسدی در چهارشنبه 6 خرداد1388 و ساعت |
                                            آیا خدا وجود دارد؟

مردی برای اصلاح سر و صورتش به آرایشگاه رفت. در حال کار گفتگوی جالبی بین آنها در گرفت.آنها درباره موضوعات و مطالب مختلف صحبت کردند.وقتی به موضوع « خدا » رسیدند. آرایشگر گفت: من باور نمی کنم خدا وجود داشته باشد.مشتری پرسید: چرا باور نمی کنی؟

آرایشگر جواب داد: کافی است به خیابان بروی تا ببینی چرا خدا وجود ندارد. به من بگو، اگر خدا وجود داشت آیا این همه مریض می شدند؟ بچه های بی سرپرست پیدا می شد؟ اگر خدا وجود می داشت، نباید درد و رنجی وجود داشته باشد. نمی توانم خدای مهربانی را تصور کنم که اجازه می دهد این چیزها وجود داشته باشد.

مشتری لحظه ای فکر کرد، اما جوابی نداد، چون نمی خواست جر و بحث کند. آرایشگر کارش را تمام کرد و مشتری از مغازه بیرون رفت.به محض این که از آرایشگاه بیرون آمد، در خیابان مردی دید با موهای بلند و کثیف و به هم تابیده و ریش اصلاح نکرده. ظاهرش کثیف و ژولیده بود.مشتری برگشت و دوباره وارد آرایشگاه شد و به آرایشگر گفت: می دانی چیست، به نظر من آرایشگرها هم وجود ندارند.

آرایشگر با تعجب گفت: چرا چنین حرفی می زنی؟ من این جا هستم، من آرایشگرم. من همین الان موهای تو را کوتاه کردم.مشتری با اعتراض گفت: نه! آرایشگرها وجود ندارند، چون اگر وجود داشتند، هیچ کس مثل مردی که آن بیرون است، با موهای بلند و کثیف و ریش اصلاح نکرده پیدا نمی شد.

آرایشگر جواب داد: نه بابا، آرایشگرها وجود دارند! موضوع این است که مردم به ما مراجعه نمی کنند.مشتری تائید کرد: دقیقاً ! نکته همین است. خدا هم وجود دارد! فقط مردم به او مراجعه نمی کنند و دنبالش نمی گردند. برای همین است که این همه درد و رنج در دنیا وجود دارد. 

+ نوشته شده توسط اسدی در جمعه 25 اردیبهشت1388 و ساعت |
نامه ها
مترجم: محمد باقر اسدی

مردی همسر و سه فرزندش را ترک گفته و در پی روزی خود و خانواده اش، راهی سرزمینی دور شد...
فرزندانش او را از صمیم قلب دوست داشتند و دوری او برایشان بسیار دشوار بود...
مدتی بعد، پدر نامه ای به همسر و فرزندانش فرستاد. نامه که به خانه رسید، بچه ها یکی یکی آنرا در دست گرفته و بوسیدند و گفتند: این نامه از طرف عزیز ترین کسمان است. سپس بدون اینکه پاکت را باز کنند و نامه را بخوانند، آنرا در کیسه مخملی زیبایی قرار دادند.هر چند وقت یکبار هم نامه را ازکیسه درآورده و به آن چشم می دوختند. سپس غبار نشسته بر رویش را پاک کرده و آنرا دوباره در کیسه می گذاشتند.
نامه های دوم و سوم و... پدرشان هم رسید ولی بچه ها همین کار را با آن نامه ها هم تکرار کردند.
سالها گذشت...پدر برای دیدن همسر و فرزندانش به خانه برگشت ولی به جز یکی از پسرانش کسی را در خانه نیافت.
از او پرسید: مادرت کجاست؟پسر: مدتی پس از رفتنت سخت بیمار شد و چون پولی برای درمانش نداشتیم حالش وخیم تر شد و مرد.پدر: چرا؟! مگر نامه اولم را باز نکردید؟ برایتان در پاکت نامه پول زیادی گذاشته بودم!!پسر: نه... نامه را باز نکردیم.
پدر: برادرت کجاست؟ پسر: بعد از فوت مادر کسی نبود که زیر پر و بالش را بگیرد و نصیحتش کند.او هم قاطی دوستان ناباب و گمراهی شده و روز و شب را با آنان می گذراند...پدر: مگر نامه دومم که در آن از او خواستم پیش من بیاید و با دوستان ناباب نگردد را نخواندید؟!
پسر: نه...
پدر: لا اله الا الله ...! خواهرت کجاست؟
پسر: باهمان پسری که از مدتها خواستگارش بود ازدواج کرد.الان هم اصلا احساس خوشبختی نمی کند و زندگی سختی دارد.پدر با عصبانیت تمام گفت: یعنی او هم نامه من را نخواند؟! من که در نامه هایم نوشته بودم این پسر آدم آبرو دار و خوشنامی نیست و من با ازدواج او با دخترم مخالفم!
پسر: نه... نامه ها را بوسیده و در یک قوطی مخملی، تمیز و مرتب نگهداری کرده ایم... اما تاحالا هیچ کدام را نخوانده ایم.
***
به حال این خانواده فکر کردم و اینکه چگونه از هم پاشید و خوشبختیش را از دست داد، آنهم فقط به خاطر اینکه بچه ها نامه های پدرشان را نخواندند و به بوسیدن و تقدیسش اکتفا کرده و به آنچه پدرشان درآن نوشته عمل نکردند.سپس چشمم به قرآن روی طاقچه افتاد که در قوطی مخملی زیبایی قرار داشت.وای بر من...رفتار من با نامه های خدا دقیقا مثل رفتار آن بچه ها با نامه های پدرشان است!من هم قرآن را در جعبه قشنگی قرار داده و در گوشه ای رها کرده ام...در حالیکه خداوند آنرا برای راهنمایی و هدایت من فرستاده است.
إن هذا القرآن یهدي للتي هي أقوم و يبشر المؤمنين الذين يعملون الصالحات أن لهم أجرا كبيرا(به راستي كه اين قرآن به درست ترين راه هدايت مي كند و به مومنانی که کردار نیکی دارند مژده پاداشی بزرگ میدهد.)
در آن لحظه از خدایم طلب بخشش و عفو کردم و قرآن را به دست گرفته و تصمیم گرفتم که دیگر از او جدا نشوم.
+ نوشته شده توسط اسدی در دوشنبه 17 فروردین1388 و ساعت |






التشيع , SHIITES AND SHIAISM, Shi’aism, Shia, Shias, Shî’ah, sheee, shi technorati, Shia Belief, Shia Islam, Shia Muslim, Twelver Shiism, Ithna Ashari, Shiite, Shias, shia ,Iran, Iranian,SHIITES AND SHIAISM, Shi'aism, Shia, Shias, Shî'ah, sheee, shi'ites, Shi'it, Shi'at, Shiaa, Ashura, Muharram, Rafiadah, Rawafid, Shi'ism, Sunni-Shia, shism, Ginans, AKDN, Ismailism, Matam, Ahl Al-Bayt is its dwellers, Ahlul Bayt, Ahle-bayt, Ahl A-Bayt, Imaama, Imamah, Kulainee, Kafi, About Islam, Muslim, Quran, Religion, Allah, Muhammad, Islamic, God, Muslims, Moslem, Koran, Hadith, Jesus, Prophet, Muhammed, Muslim Women, Sunnah, Salvation, Bible, Jesus, Mary, Sects, Hindu, Namaz, Mosque, Masjid, Zakat, Allaahuakbar.net, Salafi اسلام دوست داشتني, تشيع, اسلام