تبليغاتX
اسلام دوست داشتنی - چند سوال سرگشاده

 

                                  چند  سوال سرگشاده

 

نامه جمعي از طلاب و روحانيون حوزه علمیه قم به حجت الاسلام والمسلمین هاشمي رفسنجاني                            

حضرت حجت الاسلام والمسلمین هاشمي رفسنجاني

با عرض سلام و احترام

نامه سرگشاده حضرت عالي به مقام معظم رهبري  و انتشار آن موجب شگفتی، نگراني و ناراحتي دلسوزان و دوست داران امام، انقلاب و رهبري شد. ما جمعي از طلاب و روحانيون حوزه علمیه قم لازم دانستیم كه در باره انگيزه نگارش اين نامه ، انتشار و رسانه اي شدن  و پيامدهاي سياسي و اجتماعي آن نكاتي را با جنابعالي در ميان گذاشته و سئوالاتي را مطرح كنيم با اين اميد كه بسياري از حقايق براي مردم عزيز روشن گرددد:

1- حجت الاسلام و المسلمین هاشمي رفسنجانی! شما كه اهل علم و فضليد و آگاه به آداب و اخلاق اسلامي، چرا نامه خود را، آن هم خطاب به ولي فقيه و رهبر انقلاب، بدون تحيت و سلام آغاز كرده ايد؟ آيا خداي ناكرده از آن بوي برائت و بي حرمتي به مشام نمي رسد؟ جناب آقاي هاشمي! نامه به مقام بالاتر به ويژه مقام ولايت امر بايد از سر تقاضا و با لحني متواضعانه باشد، نه اين كه از آن بوي تهديد و تعيين تكليف به مشام آيد! آيا ولايت فقيه يادگار ارزشمند آن امام راحلي نيست  كه حضرت عالي خود را شاگرد، پيرو و ياور او مي خوانيد؟ آيا آن يار سفر كرده، ولايت فقيه را استمرار حركت انبيا نخواند؟ پس از شما بيش از هركس ديگري انتظار مي رود كه حرمت چنين مقام شامخي را پاس بداريد.

2- جناب آقای هاشمی که خود را دوست، همراه و هم سنگر ديروز، امروز و فرداي رهبري خوانده اید، حضرت عالي و نيز مردم ايران به خوبي از عنايت و محبت رهبر عزيزمان  نسبت به شما آگاهند. به خصوص عنايت ايشان به شما پس از جريانات مجلس ششم و شكست درانتخابات رياست جمهوري نهم هنوز از يادها نرفته است.آيا چنان عنايت و لطفي در خور چنين پاسخی نامهربانانه بود؟ اصلا چرا نامه را خطاب به خود آقاي احمدي نژاد و يا به قوه قضائيه ننوشتيد؟ چرا تلاش كرديد كه در اين شرايط حساس پاي رهبري را به ميان كشيده و به قول معروف، توپ را به زمين وي بيندازيد؟ هل جزاء الاحسان الا الاحسان؟ آقاي هاشمي! هنوز اين سخن حضرت عالي در گوش ماست كه در يك جمع دانشجويي، رهبر انقلاب را با سابقه ترين و نزديكترين دوست و عشق خود خوانديد! حال با انتشار نامه سرگشاده شما اين پرسش به ذهن ما مي رسد كه اين چه رسم عشق و عاشقي و آئين رفاقت و صميميت است كه شما به جاي آورديد؟

3- رياست محترم مجمع تشخيص مصلحت نظام! حضرت عالي نامه خود را به صورت سرگشاده به رهبر انقلاب نوشته  و آن را بلافاصله رسانه اي كرديد. اين سئوال براي دلسوزان انقلاب مطرح است كه مگر امكان ملاقات با مقام معظم رهبري براي شما میسر نبود؟ شما كه چند ساعت پس از انتشار نامه به ملاقات رهبري رفتيد! آيا شايسته نبود كه پيش از انتشار، آن را به آگاهي ايشان رسانده و در صورت صلاحديد وي در اختيار رسانه ها قرا مي داديد؟ جناب عالي بهتر از هركس ديگري مي توانيد به اين پرسش پاسخ دهيد كه آيا انتشار چنين نامه اي با آن مضامين واقعا به مصلحت نظام بود؟ شما بهتر از هركس ديگري به طبقه بندي مسائل و اسرار نظام و اموري كه امنيت ملي را به خطر مي اندازد، آگاهيد، با اين حال چرا چنين نامه اي را منتشر ساختيد؟ قطعا سياستمدار كهنه كاري  چون شما به خوبي مي داند كه نامه مزبور در آن شرايط تب آلود جامعه  مي توانست بر التهاب آن افزوده و اغتشاش آفرين باشد . براستي براي اين كار خود چه توجيهي داشتيد؟ انگيزه حضرت عالي از انتشار آن در چنين شرايطي جه بود؟

رياست محترم مجمع تشخيص مصلحت نظام !

 شما بيش از هر كس ديگري بايد به مصالح نظام آشنا و پايبند باشيد. با اين حال با انتشار نامه خويش مصلحت نظام را نادیده گرفتيد. حضرت عالي در نامه خود نوشته ايد كه« بخشي از مردم، احزاب و جريان ها اين وضع را بر نمي تابند و آتش فشان هايي كه از درون سينه هاي سوزان تغذيه مي شوند در جامعه شكل خواهد گرفت»  و نيز گفته ايد كه فتنه هاي خطرناك و آتشي پديد آمده است كه هم اكنون دودش در فضا قابل مشاهده است و اگر رهبري اقدام موثري نكند، آن فتنه و آشوب در جريان انتخابات و پس از آن شعله ورتر خواهد شد. همچنين در پايان نامه خويش آورده ايد: سرچشمه شايد گرفتن به بيل/ چو پر شد نشايد گرفتن به پيل. آقاي هاشمي عزيز! برفرض كه شرايط جامعه به همان گونه اي بود كه شما نوشته ايد، آيا انتشار اين مطالب و رسانه اي كردن آن به ويژه از سوي حضرت عالي و در چنان شرايط خطيري به مصلحت نظام بود؟ آيا خود اين كار به نوعي دميدن در آتش فتنه و بهانه دادن به دست بدخواهان و فتنه جويان نبود! مگر مقام معظم رهبري در 14 خرداد و در حرم امام راحل با دعوت همه مردم به آرامش، تشويق كنندگان به آشوب و درگيري را خائن و يا غافل نخواندند!  آيا از نامه شما بوي فتنه انگیزی و تقابل با رهبري و نظام به مشام نمي رسد! اميدواريم كه هرگز چنين نباشد و انتشار نامه شما فقط از سر غفلت بوده باشد. آقاي هاشمي! شما را به روح پاك امام عزيز و حرمت خون هاي پاكي كه در راه برقراري اين نظام بر زمين ريخته شد، سوگند كه يك بار ديگر در تنهايي، نامه خويش را با توجه به شرایط انتشارآن مرور كرده و بين خود و خداي خويش در باره ادبيات و لحن آن ونيز انگيزه ها و پيامدهاي انتشارش تامل و داوري كنيد!

4- جناب آقاي هاشمي! سخنان آقای احمدی نژاد درباره مديريت پشت پرده  حضرت عالي وتخلفات فرزندان و اطرافيان شما فارغ از صحت و سقم و نيز به جا و نابجا بودن آن يك مساله شخصي و تنها متوجه شما و اطرافيانتان بود. جناب عالي كه خود را يار و شاگرد امام مي دانيد و ما نيز به آن معترفيم، اي كاش درآن شرايط حساس به سيره آن معلم الهي عمل مي كرديد و با گذشتن از حق شخصي خويش، آن نامه تشنج آفرين و تحريك كننده را منتشر نمي كرديد. شما كه به قول خودتان ازپنج سال پيش در برابر تهمت ها و اهانت ها دندان روي جگر گذاشته و به خاطر خدا و مصالح انقلاب و كشور سكوت كرده ايد، چرا اين چند روز را هم سكوت پيشه نكرديد تا انتخابات برگزار شود و پس از آن به رهبري و مراجع قضايي شكايت كنيد؟ آيا شرايط حاكم بر كشور در اين چند روز به مراتب نياز بيشتري به سكوت شما نداشت؟ جناب آقاي هاشمي! نامه حضرت عالي، از يك سو خوراك تبليغاتي بسيار مناسبي را براي دشمنان قسم خورده اسلام، انقلاب و امام فراهم ساخت و و از سوي ديگر مي توانست جرقه نا آرامي ها و اغتشاشات ويرانگري را روشن كند. به عنوان نمونه روزنامه واشنگتن پست در این باره نوشت: این نامه غیرعادی، نشانه تعمیق شکاف های سیاسی و احساسات دردآور (!) در چارچوب نظام ایران است.

5- جناب آقاي رفسنجانی!سخنان آقاي احمدي نژاد فقط متوجه شما و اطرافيانتان بود. چرا شما تلاش كرديد كه آن را زير سئوال بردن همه نظام و روحانيت، امام و رهبري معرفي كنيد؟ آقاي هاشمي! با همه سابقه درخشان و زحمات فراواني كه براي انقلاب و نظام كشيده ايد و همه به آن معترفند، آيا براستي شما و فرزندانتان مساوي با همه روحانيت و نظام و امام هستيد؟ آيا اين ظلم به روحانيت و نظام  و امام نيست؟ اگر بر فرض روزي روشن شود كه برخي ازاين حرف و حديث ها كه نه امروز بلكه سالهاست در میان خواص وسطح جامعه درباره فرزندان، بستگان و اطرافيان شما مطرح است، واقيعت دارد، آيا بايد همه روحانيت و نظام و امام را متخلف دانست؟  براستي اگر چنين است، چرا زماني كه قضایای آقای منتظري و اطرافيان وي مطرح شد و امام راحل ، آن يار سفر كرده امت در اقدامي به حق، وي را بركنار ساخت، چنين نامه اي ننوشتيد و از نظام و روحانيت دفاع نكرديد؟ آيا او براي انقلاب رنج و زحمت نكشيده بود؟ آيا وي قائم مقام رهبري نبود؟ قطعا اين را قبول داريد كه برخورد با وي و اطرافيانش به رغم هزينه هاي سياسي و اجتماعي آن، نه تنها تضعيف نظام و روحانيت نبود بلكه سبب شد تا انقلاب و نظام از يك خطر و انحراف بزرگ نجات پيدا كند، پس  اين چه منطق و مغالطه اي است كه در پيش گرفته ايد؟

  آقاي هاشمي! قطعا حضرت عالي بهتر از هركس ديگري مي دانيد كه نظام اسلامي چيست؟نظام اسلامي، آرمان ها ، اهداف و ارز ش هاي الهي  انقلاب، انديشه هاي بلند امام(ره)، خون هاي پاك ريخته شده به پاي آن، رهبري  و اعتقاد قلبي واعتماد عمومي مردم به سران و مسئولان نظام  وروحانيت است كه متاسفانه سال هاست که تا حدودی دچار آسيب شده است. حال سئوال اين است كه به نظر حضرت عالي، رانت خواري، ثروت اندوزي، فساد، تبعيض، اشرافيگري، ثروت هاي باد آورده ورفتارهاي نادرست برخي مسئولان و اطرافيان آنها كه سال هاست مقام معظم رهبري درباره آنها هشدار مي دهد، چه نقشي دراين آسيب ديدگي و تضعيف نظام و روحانيت داشته است؟ به يقين هرگز نمي توانيد منكر فريادهاي دردمندانه رهبري دراين باره و نقش ويرانگر ناهنجاري هاي ياد شده باشيد،اگر هم به انكارآن برخيزيد، دست كم  نيروهاي وفاداربه امام ، انقلاب و نيز مردم عزيز آن را نمی پذیرند و سال هاست كه برآن صحه گذاشته اند.

6- رياست محترم مجلس خبرگان رهبري! جنابعالي بارها بر حجت شرعي بودن نظرات رهبري و ترجيح دادن آن بر نظرات خويش تاكيد كرده  و در نامه خويش اذعان كرده ايد كه رهبري صلاح ديده اند تا در ارتباط با مسائل جاري  سكوت كنند. حال اين سئوال مطرح است كه اگر نظر رهبري را حجت شرعي و مقدم بر نظر خويش  مي دانيد، چرا تلاش كرديد كه با نامه خويش سكوت وي را بشكنيد و رهبري را به اتخاذ  موضعي غير از سكوت واداريد؟ آيا اين شائبه مخالفت با رهبري را ايحاد نمي كند؟

جناب آقاي هاشمي! حضرت عالي بيش از هركس ديگري از ديدگاه مقام معظم رهبري در باره دولت نهم آگاهيد، ولي با اين حال نوشته ايد كه مخالف روند فعلي هستيد و دلايل آن را نيز به رهبري گفته ايد. آخر اين مساله چگونه با ادعاي شما مبني بر حجت شرعي دانستن نظر رهبري و مقدم داشتن آن سازگاري دارد؟ مگر رهبري عزيز، روي كار آمدن دولت نهم را موجب بازگشت انقلاب به مسير اصلي خود نخواند؟ مگر آن رهبر حكيم رويكرد دولت نهم  و شخص رئيس جمهور را موجب مرعوب شدن كساني ندانست كه تمايل به فساد دارند؟ مگر آن پير فرزانه به صراحت نگفتند كه ازهمه دولت ها و ازاين دولت به طور خاص حمايت مي كنند؟ مگر در برابر تخريب دولت نهم نفرمودند كه مثل جنگ احزاب دست به دست هم داده اند و دارند فشار مي آورند كه اين دولت را بكوبند؟ مگر درجمع مردم غيور كردستان تصريح نكردند كه من از همه اين آقايان اوضاع كشور را بهتر خبر دارم و بسياري از اين مطالبي كه به عنوان انتقاد مي گويند، خلاف واقع است؟ البته اين هرگز به معناي بي عيب و نقص بودن دولت، رئيس جمهور و عملكرد آنان نيست. پس با اين همه مواضع صريح رهبري چگونه است كه شما از يك سو خود را مطيع رهبري مي خوانيد و از سوي ديگر بر مخالفت خويش با روند فعلي تاكيد و استدلال مي كنيد؟ 

آقاي هاشمي عزيز! نكته مهم تر اين است كه آيا اصولا نظارت بر كار قواي سگانه  و تشخيص درستي و نادرستي عملكرد آنان بنا به نص صريح قانون اساسي بر عهده رهبري است يا رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام و رئيس مجلس خبرگان؟ آيا اين كار شما ورود به حوزه اختيارات رهبري نيست؟ آیا پا را فراتر از جایگاه قانونی خود نگذاشته اید؟

7- جناب آقاي هاشمي رفسنجاني! حضرتعالي همواره تلاش كرده ايد كه خود را شخصيتي فراجناحي معرفي كنيد و در نامه به مقام معظم رهبري نيز اين ادعا را كه پشت صحنه رقباي رئس دولت نهم را شما مديريت مي كنيد، تكذيب كرده ايد، در حالي كه سخنراني خانم فائزه هاشمي در گردهمايي طرفداران مهندس مير حسين موسوي و توهين آشكار وي به رئيس جمهور، اشاره صريح جناب آقای كروبي در مناظره تلوزيوني به حمايت حضرت عالي از آقاي موسوي، فعاليت موثر وغير قابل انكار پسران شما در ستاد انتخاباتي وي و اعتراف صریح رئیس ستاد انتخابات مهندس موسوی به آن، اظهارات صريح همسرتان در هنگام دادن راي مبني برپيروزي حتمي مهندس موسوي به شرط سالم بودن انتخابات، و شواهد بسيار ديگري نشان دهنده حمايت جدي حضرت عالي از مهندس موسوي است. مهم تر از همه نوشتن همين نامه سرگشاده به رهبري، آن هم درست در سه روز مانده به انتخابات نشان مي دهد كه ادعاي ياد شده درباره مديريت شما چندان هم بي پايه و اساس نيست و حضرت عالي نه تنها بي طرف نبوديد بلكه در اقدامي تامل برانگیز و نامناسب تلاش كرديد با ارسال آن نامه، بر افکار عمومی اثر گذاشته و رهبري را نيز به صحنه منازعات انتخاباتي بكشانيد و یا  اين شبهه را ايجاد كنيد که وي از فرد خاصی جانبداري مي كند ، ولي اين موضوع با درايت  و هوشمندي آن خلف صالح امام به شكل مناسبي كنترل شد. آقاي هاشمي عزيز!  ما حساب جناب عالي را ازبرخی اطرافيان شما و اصلاح طلبان افراطي که یقینا اعتقادی به ولایت فقیه و حکومت دینی ندارند،جدا مي دانستيم، ولي انتشار نامه سرگشاده شما عملا ما را در اين باره دچار ترديد  و ادعاي دكتر احمدي ن‍ژاد را ثابت كرد. آقای هاشمی ! ما از سر دلسوزی و ناصحانه از شما می خواهیم که سرنوشت خود را به سرنوشت اطرافیان و فرزندان خویش گره نزنید. به یاد روزی باشید که قرآن کریم در باره آن می فرماید«یوم لا ینفع مال و لا بنون الا من اتی الله بقلب سلیم»(شعراء/87- 88) و«یوم یفر المرء من اخیه و امه و ابیه و صاحبته و بنیه»(عبس/ 34- 36).

8- امام جمعه موقت و محترم تهران! در نامه سرگشاده خويش نوشته ايد كه «در گذشته به بخشي از اتهامات پاسخ داد شده و رئيس قوه قضائيه وقت جناب آقاي يزدي در پايان كار رياست جمهوري اينجانب، در عمل به اصل 142 قانون اساسي رسما اعلام پاكي و منزه بودن خانواده رئيس جمهور و حتي كم شدن دارايي ها در دوران مسئوليت را نمودند.»  در حالي كه آيت الله يزدي در پاسخ به اين ادعای شما تصريح كرده اند : بارها در اين باره از من پرسيده اند و من بارها گفته ام كه اين مساله مربوط به ده سال پيش است و من ده سال است كه در قوه قضائيه نيستم. بنا براين اعلام رسمي من به هيچ جه ناظر به ده سال اخير نمي باشد و شامل آن نمي شود. حال اين سئوال مطرح است كه آيا خانواده حضرت عالي پس از دوران رياست جمهوري شما و در دوازده  سال گذشته نيز پاك و منزه از تخلفات اقتصادي بوده اند؟

جناب آقاي هاشمي!حضرت عالي در نامه خويش با اشاره به جريان شوم 14 اسفند1359 و تشكيل گروه حقيقت ياب از سوي امام راحل، تلويحا حوادث جاري را با غائله ياد شده مقايسه كرده و از مقام معظم رهبري خواستيد كه وي نيز براي روشن شدن حقايق، گروه حقيقت ياب تشكيل دهد. ما ضمن استقبال از اين موضوع، مجدانه از مسولين امر مي خواهيم اين مسائل را يك بار براي هميشه روشن كنند. اگر اين حرف و حديث ها واقعيت نداشته باشد، ستم بزرگي در حق آقاي هاشمي و خانواده اش روا شده  و بايد آقاي احمدي ن‍ژاد پاسخگو باشند و در صورتي كه واقعيت داشته باشد بايد آقاي هاشمي و اطرافيانش به ملت ايران پاسخ داده و به مجازات قانوني آن برسند.

آقاي هاشمي ! پرسش دیگری که مطرح است این است كه چرا در طول سال هاي گذشته به ويژه در جريان انتخابات نهم رياست جمهوري و پس از آن درخواست تشكيل  كميته حقيقت ياب را مطرح نكرديد؟ حضرت عالي به خوبي مي دانيد كه بسياري از دلسوزان نظام بارها از شما خواسته اند تا در زمينه مسا ئل مالي و فعالیت های اقتصادی فرزندان و اطرافیان خويش ابهام زدايي كنيد، اما شما فقط به انكار آن بسنده كرده و از آن گذشته ايد. حال چه شده  بود كه در شرايط بسيار حساس و پر التهابی كه جامعه داشت، تلويحا چنين درخواستي را مطرح كرديد؟ آيا براستي كميته حقيقت يابي شكل خواهد گرفت  و شما با آن موافقید؟

9- جناب آقاي هاشمي عزيز! همه مردم به سابقه درخشان شما و زحمات طاقت فرسايي كه در راه انقلاب كشيده ايد، معترفند و احترام می گذارند، اما همه اين را نيز به خوبي مي دانند كه ارزش، احترام و بزرگي همه شخصيت هاي انقلاب و نظام در گرو پايبندي آنان به آرمان ها ، انديشه ها و خط امام  به ويژه ولايت پذيري و پيروي آنان از ولايت فقيه است. تاريخ سي ساله انقلاب نيز به خوبي گواه صادق اين مدعاست و به خوبي نشان مي دهد كساني كه در برابر رهبري نظام و ولايت فقيه كه به تعبير حضرت عالي ستون خيمه انقلاب است، ايستادند، با خشم انقلابي مردم كنار گذاشته شده و به دست آنان سیلی خوردند. همه به خوبی می دانند كه اين مردم راه خود را يافته و به قول امام راحل خویش با احدي عقد اخوت نبسته اند، برهمین اساس بدون شك هنگامي كه احساس خطر كنند، همه چيز و همه كس را فداي ولايت  خواهند كرد. آقاي هاشمي! انسان هرچقدر هم بزرگ و زيرك وباهوش باشد، ممكن است كه متاثرازعوامل گوناگون دچار خطا و اشتباه شود، ولي از ديرباز گفته اند كه خطاي بزرگان به اندازه خود آنان  بزرگ است و گاه عواقب جبران ناپذيري به دنبال دارد. اميدواريم شما هرگز سرنوشت خود را به سرنوشت اطرافيان  و بدخواهان گره نزنيد و همچنان يكي از سه ياور خميني(ره) و دوست، همراه و همسنگر رهبر عزيز انقلاب بمانيد.آقای هاشمی! هرچند درباره نامه حضرت عالی پرسش های زیاد دیگری نیز مطرح است، ولی ما به همین مقدار بسنده کرده و در پايان اين جمله بسيار ارزشمند، كليدي و ماندگار امام عزيزمان را یاد آوری می کنیم تا براي هميشه آويزه گوش همگان باشد كه فرمود: پشتيبان ولايت فقيه باشيد تا آسيبي به مملكت شما نرسد.

والعاقبة لاهل التقوي و اليقين

جمعي از طلاب و روحانيون حوزه علمیه قم

 

+ نوشته شده توسط اسدی در یکشنبه 24 خرداد1388 و ساعت |






التشيع , SHIITES AND SHIAISM, Shi’aism, Shia, Shias, Shî’ah, sheee, shi technorati, Shia Belief, Shia Islam, Shia Muslim, Twelver Shiism, Ithna Ashari, Shiite, Shias, shia ,Iran, Iranian,SHIITES AND SHIAISM, Shi'aism, Shia, Shias, Shî'ah, sheee, shi'ites, Shi'it, Shi'at, Shiaa, Ashura, Muharram, Rafiadah, Rawafid, Shi'ism, Sunni-Shia, shism, Ginans, AKDN, Ismailism, Matam, Ahl Al-Bayt is its dwellers, Ahlul Bayt, Ahle-bayt, Ahl A-Bayt, Imaama, Imamah, Kulainee, Kafi, About Islam, Muslim, Quran, Religion, Allah, Muhammad, Islamic, God, Muslims, Moslem, Koran, Hadith, Jesus, Prophet, Muhammed, Muslim Women, Sunnah, Salvation, Bible, Jesus, Mary, Sects, Hindu, Namaz, Mosque, Masjid, Zakat, Allaahuakbar.net, Salafi اسلام دوست داشتني, تشيع, اسلام