عيد سعيد غدير خم بر همگان مبارك باد!

 عيد سعيد غدير خم بر تمام عاشقان اهل بيت (ع) مبارك باد

 

در پانزدهمین قرن از انتشار ملکوتی فرمان حق جل و اعلی از نای
فرشته وحی بر گوش جان خاتم الانیباء باده نوشان کوثر ازلی و عید غدیر خم عید الله الکبر عید ولایت عید سعید غدیر خم من کنت مولاه فعلی مولاه عید الغدیر الأغر مبارک کل عام و أنتم بخیردلدادگان محبت لایزال...
علوی در کنار برکه غدیر به پهنای هستی به عشق بیعتی دوباره با
ولی حق مرتضی علی (علیه السلام)
نغمه شادی بر می آوریم و فریاد روح بخش
(من کنت مولاه فهذا علی مولاه)
را از لبان دُرفشان نبی رحمت می شنویم و با گلبانگ
علی ولی الله
مشمول دعای آن پیامبر بزرگ میشویم:
"اللهم وال من والاه"


نواهای غدیریه:
ادامه نوشته

عيد قربان...عيد رهايي

عيد قربان مبارك!

عيد قربان كه پس از وقوف در عرفات (مرحله شناخت) و مشعر (محل آگاهي و شعور) و منا (سرزمين آرزوها، رسيدن به عشق)فرا مى رسد، عيد رهايى از تعلقات است. رهايى از هر آنچه غيرخدايى است. در اين روز حج گزار، اسماعيل وجودش را، يعنى هر آنچه بدان دلبستگى دنيوى پيدا كرده قربانى مى كند تا سبكبال شود.

 
و اکنون در منايي، ابراهيمي، و اسماعيلت را به قربانگاه آورده اي؛ اسماعيل تو کيست؟ چيست؟ مقامت؟ آبرويت؟ موقعيتت، شغلت؟ پولت؟ خانه ات؟ املاكت؟ ... ؟
اين را تو خود مي داني، تو خود آن را، او را – هر چه هست و هر که هست – بايد به منا آوري و براي قرباني، انتخاب کني، من فقط مي توانم " نشانيها " يش را به تو بدهم:
آنچه تو را، در راه ايمان ضعيف مي کند، آنچه تو را در "رفتن"، به "ماندن" مي خواند، آنچه تو را، در راه "مسئوليت" به ترديد مي افکند، آنچه تو را به خود بسته است و نگه داشته است، آنچه دلبستگي اش نمي گذارد تا " پيام" را بشنوي، تا حقيقت را اعتراف کني، آنچه ترا به "فرار" مي خواند آنچه ترا به توجيه و تاويل هاي مصلحت جويانه مي کشاند، و عشق به او، کور و کرت مي کند ابراهيمي و "ضعف اسماعيلي" ات، ترا بازيچه ابليس مي سازد. در قله بلند شرفي و سراپا فخر و فضيلت، در زندگي ات تنها يک چيز هست که براي بدست آوردنش، از بلندي فرود مي آيي، براي از دست ندادنش، همه دستاوردهاي ابراهيم وارت را از دست مي دهي، او اسماعيل توست، اسماعيل تو ممکن است يک شخص باشد، يا يک شيء، يا يک حالت، يک وضع، و حتي، يک " نقطه ضعف"!
اما اسماعيل ابراهيم، پسرش بود!

ادامه نوشته