اسلام و جانبداری فرهنگی و اجتماعی
اسلام و جانبداری فرهنگی و اجتماعی
همگرایی و واگرایی اجتماعی و فرهنگی انسان در اشكال و نمودهای گوناگونی بروز و ظهور مییابد. جانبداری ها، عصبیتها و تعصب گرائیهای گوناگون، تجلی برخی از این گرایشها و گریزهای اجتماعی است كه بر اساس وابستگیهای خونی (خانوادگی و قبیله ای)، دینی، جغرافیایی، نژادی، شغلی، صنفی و... پدید آمده و به جانبداری ازافراد خانواده، فامیل، هم كیش و آئین، همشهری، هموطن، هم نژاد و هم زبان، همفكر، همگروه و... در مقابل دیگرافراد و گروهها میانجامد.
رویکردهای مختلف: انسانها در رابطه با گرایشات اجتماعی و فرهنگی خویش، به ویژه در عصر حاضر و جوامع معاصر، به چند دسته تقسیم میشوند؛ برخی افراد اصولاً جاذبه و دافعه ندارند و تقریباً از این نظر، خنثی به شمار میروند؛ به این معنا كه نسبت به هیچ نوع باور، اندیشه، ارزش، رفتار و نیز انسانها با هر هویت فرهنگی، موضع گیری نمی كنند؛ نه به سوی آن میگرایند و نه از آن میگریزند. آنچه برای اینان مهم است، گذران زندگی در هر شكل آن است ؛ گروهی دیگر، فقط جاذبه دارند؛یعنی با هر كسی به هر رنگی كه باشد، میجوشند، با هر باور و اندیشه ای همراه و همرنگ میشوند، و با هر رفتاری خومی گیرند؛گروه سومی هم هستند كه دركنار جاذبه، دافعه نیز دارند، اما اینكه به كدام فرهنگ و افراد و گروههای اجتماعی گرایش پیدا نمایند و از كدام یك دوری گزینند، در گرو نوع بینش، باور و ارزشهایی است كه پذیرفته اند.
رویکرد اسلام: بررسی آیات و روایات نشان میدهد كه اسلام از یك سو، بی تفاوتی نسبت به فرهنگها و گروههای اجتماعی را به شدت نفی كرده و بر فعال كردن جاذبه ودافعة (همگرایی و واگرایی) اجتماعی و فرهنگی پیروان خود تاكید میورزد و از سوی دیگر با نفی عصبیتهای خونی (خانوادگی و قبیله ای)[1] جغرافیایی، نژادی (رنگ و زبان)،«[2] صنفی و حتی انتساب اسمی به ادیان آسمانی[3] و جاهلی خواندن آنها با دو اصل تولی و تبری، همگرایی و واگرایی اجتماعی و فرهنگی مسلمانان را هدفدار كرده و در واقع، جهت اصلی و فطری آن را نشان میدهد، چرا كه از دیدگاه اسلام ارزش و كرامت حقیقی انسان در گرو «تقوی»[4] ـ پایبندی كامل به بایدها و نبایدهای الهی ـ میباشد، لذا همگرایی و عصبیتهای اجتماعی نیز باید تنها بر اساس ارزشها و رفتارهای الهی[5] صورت بگیرد.
کارکرد جانبداری اسلامی: عصبیتهای اجتماعی در طول تاریخ زندگی بشر، همواره به عنوان اساسی ترین عامل همبستگی اجتماعی و جامعه پذیری افراد و گروهها و نفی فرهنگ پذیری از سوی آنها به شمار رفته و از این راه، حفظ هویت اجتماعی و فرهنگی آنان را تضمین كرده است. بر این اساس دربارة كاركرد سیاسی ـ اجتماعی و فرهنگی تولی و تبری باید گفت كه اسلام میخواهد با دو راهبرد یاد شده سمت و سوی همگراییها و واگراییهای مسلمانان و جامعه اسلامی را تعریف و تعیین كرده و با جاری ساختن توحید در تمام اندیشه ها، باورها، ارزشها و رفتارهای فردی، اجتماعی و عبادی انسان، باورها،ارزشها و رفتارهای غیر توحیدی را از صحنة زندگی او حذف كند. برای همین از یك سو پیروان خود را به جانبداری ازفرهنگ توحیدی و همگرایی با مؤمنان صالح، به عنوان تجسمی از آن فرهنگ، فرا میخواند تا از این طریق جامعه ای بر اساس فرهنگ و نظام اجتماعی ـ سیاسی برخواسته از توحید بنا كند و با ایجاد همبستگی شدید اجتماعی وفرهنگی بین اعضای آن از یك طرف و اعضا و رهبران فكری و اجتماعی از طرف دیگر، هویت اجتماعی و فرهنگی آن را حفظ وبا مدیرت مداوم و مناسب تحولات فكری و فرهنگی از هضم شدن آن در فرایند تحولات تاریخی و اجتماعی جلوگیری نماید و سرانجام با گسترش دامنة فرهنگ توحیدی، جامعة واحد جهانی با فرهنگ واحد توحیدی را تشكیل دهد. از سوی دیگر، مسلمانان را به نفی و بیزاری جستن از فرهنگ طاغوتی و جاهلی و واگرایی نسبت به كفار و مشركان كه تجسمی از آن فرهنگ هستند، دعوت مینماید تا از نفوذ فرهنگ بیگانه در جامعه اسلامی و در نتیجه پیدایش تضاد و گسست فرهنگی و اجتماعی، بحران فرهنگی و اجتماعی، گمراهی فرهنگی و اجتماعی ،عدم نیل به كمال مقصود پیشگیری كند.
بر اساس چنین كاركردی است كه همگرایی و واگرایی فرهنگی و اجتماعی مورد نظر اسلام اهمیت وجایگاه بسیار مهمی دارد، به گونهای كه در احادیث اسلامی آن را «نشانة دینداری»،[6] «دین و دینداری برتر»،[7] «محكم ترین دستاویز ایمان»،[8] «حقیقت ایمان»[9] و... خوانده و كسی را كه دوستی و دشمنیاش بر اساس معیارهای الهی نباشد، محروم از چشیدن طعم ایمان[10] شمردهاند.
[1]. رسول خدا خطاب به بني هاشم فرمود: «لا ياتيني الناس غداً باعمالهم و تاتوني بانسابكم»، روح البيان، ج 7، ص 479.
[2]. رسول خدا: «ان ربكم واحد و ان اباكم واحد و دينكم واحد و نبيكم واحد و لافضل لعربي علي عجمي و لا عجمي علي عربي و لا احمر علي اسود و لا اسود علي احمر الا بالتقوي»، كنزل العمال، ح 5655.
[3]. قرآن خطاب به مسلمانان و يهودياني كه هر يك به عللي، خود و آئين خويش را برتر از ديگري ميدانستند ميفرمايد: معيار برتري، ايمان و عمل صالح است: لَّيْسَ بِأَمَانِيِّكُمْ وَلا أَمَانِيِّ أَهْلِ الْكِتَابِ مَن يَعْمَلْ سُوءًا يُجْزَ بِهِ وَلاَ يَجِدْ لَهُ مِن دُونِ اللّهِ وَلِيًّا وَلاَ نَصِيرًا * وَمَن يَعْمَلْ مِنَ الصَّالِحَاتَ مِن ذَكَرٍ أَوْ أُنثَى وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَأُوْلَـئِكَ يَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ وَلاَ يُظْلَمُونَ نَقِيرًا. نساء/123 - 124.
[4]. يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاكُم مِّن ذَكَرٍ وَأُنثَى وَجَعَلْنَاكُمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِندَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ، حجرات/13؛ علي: لا كرم اعز من التقوي، بحار، ج 70، ص 288، ح 16.
[5]. علي: «فان كان لا بد من العصبية فليكن تعصبكم لمكارم الاخلاق و محامد الافعال و محاسن الامور»، نهج البلاغة، خطبه قاصعه.
[6]. امام صادق: كل من لم يحب علي الدين و لم يُبغض علي الدين، فلا دين له. اصول كافي، ج 2، ص 127، ح 16؛ امام باقر: الايمان حب و بغض، تحف العقول، ص 295.
[7]. علي: افضل الدين، الحب في الله و البغض في الله. غرر الحكم، 540.
[8]. امام صادق: قال رسول الله لاصحابه: اي عُري الايمان اوثق؟ فقالوا اللهُ و رسوله اعلم، و قال بعضهم: الصلاة، و قال بعضهم ؛ الزكاة،... فقال رسول الله: لكل ما قلتم فضل و ليس به، ولكن اوثق عُري الايمان، الحب في الله و البغض في الله و توالي اولياء الله و التبري من اعداء الله. بحارالانوار، ج 69، ص 242، ج 17.
[9]. امام صادق: لا يبلغ احدكم حقيقة الايمان حتي يحب ابعَد الخلق منه في الله و يبغض اقرب الخلق منه في الله. تحف العقول، ص 369.
[10]. رسول الله: ثلاث من كن فيه ذاق طعم الايمان ؛ من كان لا شي ءَ احب اليه من الله و رسوله و من كان لئن يُحرق بالنار احب اليه من ان يرتدّ عن دينه و من كان يحب لله و يُبغض لله. كنزالعمال، ص 72.
وَلاَ تَهِنُوا وَلاَ تَحْزَنُوا وَأَنتُمُ الأَعْلَوْنَ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ . آل عمران/139