سبک مناظره و گفت و گوی اهل بیت(ع) با مخالفان

 

سبک مناظره و گفت و گوی اهل بیت(ع) با مخالفان

1-    گروه زیادی از جمله "یحی بن اکثم" (قاضی القضاه پایتخت و بزرگترین عالم آن) در حضور مامون عباسی نشسته بودند. یحیی بن اکثم رو کرد به امام جواد(ع) که نوجوانی بیش نبود و گفت: روایت شده است که جبرئیل نازل شد بر پیامبر اکرم(ص) و گفت: خداوند سلام می رساند و می گوید، من از ابوبکر راضی هستم. بپرس که آیا او هم از من راضی هست یا نه؟ نظر شما درباره این روایت چیست؟ امام جواد(ع) فرمود: من منکر فضایل ابی بکر نیستم، اما روایت داریم که پیامبر(ص) در حجه الوداع فرمود: سخنان دروغ زیادی به من نسبت می دهند. در آینده نیز این کار را خواهند کرد، برای همین هر وقت حدیثی از من نقل شد، با قرآن مقایسه اش کنید، اگر مخالف قرآن بود، بدانید که حرف من نیست. این روایتی که شما درباره ابوبکر خواندید، با قرآن سازگار نیست. خداوند در قرآن می فرماید: ما انسان را آفریدیم و از آنچه در دلش می گذرد، آگاهیم، زیرا از رگ گردن به او نزدیک تریم.(سوره ق/ آیه16) مگر می شود که خدا از رضایت ابوبکر بی خبر باشد و بخواهد دراین باره از پیامبر سوال کند؟

2-    یحیی ابن اکثم: از پیامبر(ص) روایت شده است که ابوبکر و عمر در روی زمین مانند جبرئیل و میکائیل در آسمانند! نظر شما در این باره چیست؟ امام جواد(ع) فرمود: جبرئیل و میکائیل دو فرشته اند و در عمر خود حتی یک لحظه هم گناه نکرده اند، اما ابوبکر و عمر پیش از مسلمان شدن، بیشتر عمر خود را مشرک بودند، پس غیر ممکن است که مانند جبرئیل و میکائیل باشند و پیامبر(ص) چنین تشبیهی بکند!

3-    یحیی بن اکثم: از پیامبر(ص) روایت داریم که ابوبکر و عمر سرور پیرانِ بهشتند. نظر شما در این باره چیست؟ امام فرمود: این هم درست نیست. همه اهل بهشت جوانند. حتی پیران هم در بهشت جوان می شوند. پس پیری در بهشت وجود ندارد که آن دو سرور آنان باشند. این روایت را بنی امیه در مقایل این حدیث پیامبر(ع) ساخته اند که فرمود: حسن و حسین سرور جوانان اهل بهشتند.

4-    یحیی بن اکثم: از پیامبر(ع) روایت شده است که اگر من به پیامبری مبعوث نمی شدم، عمر بن خطاب مبعوث می شد! امام فرمود: خداند در قرآن می گوید: ما از پیامبران پیمان گرفتیم.(احزاب/7) براساس این پیمان پیامبران یک لحظه هم مشرک نبوده اند. چگونه ممکن است که خدا پیمان خود را عوض کرده و عمر را که بیشتر عمر خود را مشرک بود، پیامبر(ع) قرار دهد؟!

5-    یحیی بن اکثم: نظر شما در باره این روایت چیست که می گوید: عمر بن خطاب، چراغ اهل بهشت است؟ امام(ع) فرمود: این هم محال است. با وجود فرشتگان مقرب، پیامبر اکرم(ع) و دیگر پیامبران الهی چگونه ممکن است که عمر چراغ اهل بهشت باشد!؟ 

6-    یحیی بن اکثم: روایت داریم که پیامبر(ص) فرمود: اگر عذاب نازل شود، کسی به جز عمر از آن رهایی پیدا نمی کند! امام فرمود: این هم بر خلاف قرآن است. قرآن می گوید: تا وقتی که پیامبر(ص) در بین امت است و تا زمانی که آنان از گناهان خویش استغفار می کنند (انفال/33)، خداوند حتی یک نفر از آنها را عذاب نمی کند.

چند نکته:

1-    روایاتِ موردِ استناد یحیی بن اکثم هر چند جعلی و ساخته و پرداخته بنی امیه و جریان مقابلِ اهل بیت(ع) می باشند، اما در میان اهل سنت رایج بوده و هست و باور عمومی آنان را درباره خلیفه اول و دوم تشکیل می دهد. این روایات هنوز هم در منابع حدیثی آنها وجود دارد.

2-    امام جواد(ع) کم ترین توهینی به عقیده و شخصیت مورد احترامِ طرف مقابل نمی کند، بلکه به فضایل ابوبکر  نیز اعتراف می کند. البته ممکن است در این باره نیز امام(ع) نقدی داشته باشد، اما از آنجا که موضوع مناظره نیست به هیج وجه به آن اشاره نمی کند. رویکرد این موجب همدلی طرف مقابل و اذعان وی به انصاف و آزادگی امام(ع)می شود. بنابراین یکی ازشرایط مناظره و گفت و گوی سالم رعایت انصاف و پذیرش ویژگی ها و اقدامات مثبت طرف مقابل است.

3-    به اشکالاتی که از نظر شیعه امامیه به جناب ابوبکر و عمر - مانند ماجرای سقیفه و...-  وارد است هیچ اشاره ای نمی کند، چرا که اولا بحث مربوط به این موضوع نیست. ثانیا این موضوع باعث واکنش و دفاع طرف مقابل و در نتیجه انحراف از بحث، نزاع لفظی و بی نتیجه ماندن گفت و گو می شود.

4-    امام(ع) در رد دیدگاه طرف مقابل به مستنداتی می پردازد که کاملا مورد قبول طرف مقابل است. به تعبیر قرآن کریم از جدال احسن استفاده می کند.(نحل/125) این مستندات عبارتند از قرآن کریم، روایات مورد قبولِ طرف مقابل، باورهای بدیهی اسلامی مانند برتری پیامبران و فرشتگان نسبت به جناب عمر و گزارش های تاریخیِ مورد اتفاقِ همگان مانند مشرک بودن خلیفه اول و دوم در بیشتر عمر خویش.  این موارد را هیچ انسان منصف و مومن به قرآن و روایات پیامبر اکرم(ص) و آشنا با تاریخ صدر اسلام رد نمی کند.

5-    امام(ع) با آگاهی و احاطه کامل به روش و موضوع گفت و گو وارد بحث می شود. بی اطلاعی از شیوه درست گفت و گو و مناظره و نیز  احاطه نداشتن به موضوع مورد بحث، نتیجه ای جز نزاع لفظی، انحراف بحث، توهین و بی احترامی متقابل، پیدایش فاصله بیشتر .... ندارد. پس بیایید بدون آگاهی لازم نسبت به شرایط مناظره و بحث علمی و موضوع مورد بحث، در هر زمینه ای با دیگران وارد بحث نشویم و اظهار نظر نکنیم که به تعبیر روایات، جز خرابکاری نتیجه ای نخواهد داشت.

دین مداری در سبک زندگی اهل بیت(ع)

در زیارت عاشورا از خداوند می خواهیم که زندگی و مرگ ما را همانند زندگی و مرگ محمد(ص) و آل محمد(ع) قرار دهد: اللهم اجعل محیای محیا محمد و آل محمد و مماتی ممات محمد و آل محمد. به راستی زندگی محمد و آل محمد چگونه بود و زندگی ما با زندگی آنان چه اندازه همخوانی دارد؟ در این نوشتار به یکی از ویژگی های مهم آن حضرات که دین مداری و حق محوری در همه رفتارها، سخنان و برخوردها بود می پردازیم.

پایبندی کامل به ارزش های دینی و اخلاقی در هر شرایط حتی در برخورد با مخالفان و دشمنان هم یکی از ویژگی های برجسته اهل بیت(ع) است. براساس سبک زندگی آنها هرگز هدف، وسیله را توجیه نمی کند. آنان برخلاف دشمنان خویش هرگز برای رسیدن به هدف خویش - هرچند مقدس- از ابزارها و راه های نادرست استفاده نمی کردند و شیعیان خود را نیز از این کار باز می داشتند. هنگام محاصره خانه عثمان از سوی گروهی از مسلمان ها، امام علی(ع) به وسیله امام حسن و امام حسین علیهما السلام به وی و خانواده اش آب و غذا می رساند. در جنگ صفین و برخلاف سپاه معاویه و به رغم اصرار برخی از یاران، آب را به روی شامیان نبست. از مثله کردن ابن ملجم و زدن بیش از یک ضربت شمشیر به وی نهی و نسبت به آب، غذا، رعایت حال او و برخورد مناسب با وی تاکید کرد. امام حسین(ع) حربن یزید ریاحی و سپاه او را که برای جنگ با آن حضرت آمده بودند، آب داد، اما دشمن در کربلا آب را به روی همه، حتی زنان و کودکان و نوزاد شیر خوار بست. حسین(ع) برای حفظ حرمت خانه خدا و پرهیز از درگیری با ماموران حکومت، پیش از پایان مناسک حج آنجا را ترک کرد، اما نیروهای یزید قصد داشتند در همان خانه خدا، امام(ع) را ترور کرده و به قتل برسانند. همچنین عبدالله بن زبیر برای حفظ جان خویش و سربازانش در مسجد الحرام پناه گرفت و باعث شد که سپاه یزید با منجنیق و گلوله های آتشین، خانه کعبه را مورد هدف قرار داده و به آتش بکشد.

پیامبراکرم(ص) و امام علی(ع) همواره سربازان خود را در جنگ ها از کشتن زنان، بچه ها، پیرمردها، زخمی ها، اسیران و تعقیب فراریان و غارت خانه ها به شدت نهی می کردند، اما در کربلا غلام شمر با گرز آهنین مادر وهب بن عبدالله را کشت. به کودک نابالغ(عبدالله بن حسن) و شیر خوار رحم نکردند. خیمه ها را آتش زدند و زنان و بچه ها را به اسارت برده و به شکل های گوناگون مورد آزار و شکنجه قرار دادند. علی(ع) در جنگ احزاب و بر خلاف رسم رایج، پس از کشتن عمرو بن عبدود، لباس، سلاح و زره او را به عنوان غنیمت برای خود برنداشت، برای همین خواهر عمرو گفت که در مرگ برادری چون او تا ابد گریه کند جا دارد، اما چون وی به دست جوانمردی چون علی(ع) کشته شده است، به آن افتخار می کند و برای او گریه نمی کند، اما در کربلا خیمه ها، لباس ها و زیور آلات زنان و دختران را به غارت بردند. حتی از لباس کهنه امام هم چشم پوشی نکردند و پیکر فرزند پیامبر(ص) را عریان در بیابان رها ساختند. 

اهل بیت(ع) هرگز در رویارویی با مخالفان و دشمنان خویش به دروغ، تهمت، ناسزا و نسبت های ناروا متوسل نمی شدند، اما مشرکان، برای تخریب و از میدان به در کردن پیامبراکرم(ص)، آن حضرت را جادوگر، شاعر، کاهن، دیوانه و...خواندند. به شکل های گوناگون وی و پیروانش را مورد آزار و اذیت قرار دادند. نقشه کشتن او را کشیدند و سر انجام از خانه و کاشانه اش آواره کردند. معاویه و باند تبهکار اموی، علی(ع) را بی نماز، شرابخوار، ملحد، عامل فتنه و باعث جنگ های داخلی مسلمانان خواندند و حدود هفتاد سال بر بالای منبرها و در خطبه های جمعه و جماعات لعن، سب و نفرینش کردند، بنابراین ما هم که ادعای مسلمانی و شیعه اهل بیت بودن را داریم باید همیشه و همه جا در برخورد با دیگران حتی در برخورد با مخالفان دینی و دشمنان از دایره دین و اخلاق خارج نشویم.

نتیجه اینکه خواندن روضه های دروغ و بدون سند به بهانه گریاندن مردم، برخی شیوه های نادرست عزاداری، قمه زدن، دادن نسبت های ناروا به خلفا و برخی همسران پیامبر اکرم(ص)، رفتارها و سخنان زشت و خلاف شرع در مراسم موسوم به عمرکشان که همه و همه به بهانه تولی و تبری انجام می گیرد، درست نیست و خلاف شرع است. در یکی از راهپیمایی های پیش از انقلاب یکی این شعار را پیشنهاد کرد: خمینی آزاده است/ شاه زنا زاده است. شهید بهشتی به شدت مخالف کرد و گفت که رضا شاه به صورت شرعی ازدواج کرده است و شاه، زنازاده نیست. در دفاع از رهبری، نظام، ارزش های اسلام و انقلاب که در ضروت آن شکی نیست هرگز نباید پای خود را فراتر از شرع و اخلاق بگذاریم. برای از میدان به در کردن مخالفان سیاسی خویش هرگز نباید به تخریب، پرونده سازی، درغگویی، تهمت زدن و نسبت های ناروای سیاسی و اخلاقی متوسل شویم. در جریان شهادت شماری از تظاهرات کنندگان در پیش از انقلاب، برخی افراد پیشنهاد دادند که آمار شهدا را بیشتر از آنچه هست اعلام کنند تا نفرت از شاه و حکومت بیشتر شود، اما شهید بهشتی مخالفت کرد و گفت با نردبان دروغ نباید به هدف خویش برسیم! و نکته آخر اینکه در روز عاشورا همه حتی عباس بن علی هم برای رفتن به میدان از امام حسین(ع) اجازه می گرفتند و این یعنی حتی دفاع از امام معصوم(ع) و شهادت در راه او که فضیلت بسیار بزرگی است، با با اجازه و رضایت آن حضرت و مطابق با شرع باشد و تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل!