خاكِ مذلتِ گناه
با توجه به همين پيامدهاست كه تن دادن به خواري و ذلت و فراهم كردن زمينه هاي آن در آموزهاي اسلامي نهي شده است. امام علي(ع) لحظه اي ذلت و خواري را به قيمت يك عمر عزت هم نمي پسندد: ساعة ذل لا تفي بعز الدهر.(غرر الحكم/5580) در احاديث اسلامي اموري مانند طمع كاري، حرص و آز، انجام ندادن وظايف و دلبستگي به دنيا هر يك به نوعي مايه خواري و ذلت معرفي و بر پرهيز از آنها تاكيد شده است.(تحف العقول/286 و366؛ الخصال1/120) حتي امام صادق(ع) مي فرمايد: شايسته نيست انسان مومن كاري را انجام دهد كه ناگزير به معذرت خواهي شده و خود را خوار و خفيف سازد.(مشكاه الانوار/50)
اسلام در اين زمينه فقط به توصيه هاي اخلاقي بسنده نكرده است، بلكه تكريم انسان مومن و حفظ حرمت او را در برخي قوانين جاري و تشريعي خود نيز جاي داده است. يكي از دلاي
ل الزامي بودن غسل، كفن و دفن ميت مسلمان و نماز گزاردن بر وي و نيز حرمت نبش قبر، مثله كردن و تشريح بدن ميت مسلمان در همين مساله نهفته است. اين احكام كه شامل بچه چند ماهه مسلمان نيز مي شود درباره ميت كافران لازم نيست. يكي از حكمت هاي حرمت غيبت، تمسخر و هجو انسان مسلمان نيز در همين نكته نهفته است. براي همين غيبت كسي را كه تظاهر به فسق و گناه مي كند جايز دانسته اند.
هنگامي كه انسان مرتكب گناه و معصيت مي شود افزون بر حرمت و كرامت خويش، حرمت آموزه هاي الهي را نيز زير پا مي گذارد. برهمين اساس در برخي از موارد اسلام دستور داده است تا با اعمال برخي مجازات ها حرمت وي شكسته و به خواري و ذلت كشيده شود، چرا كه وي در واقع و لو ناآگاهانه نسبت به خدا، پيامبر(ص)، قرآن و احكام الهي حرمت شكني كرده است. اجراي حدود و تعزيراتي مانند شلاق زدن، سنگسار كردن، زندان، تبعيد، تشهير و مانند آن چنين پيامدي را به دنبال دارد.
افزون بر آنچه گفته شد، خواري و ذلت در دنيا و آخرت از آثار وضعي برخي از گناهان است. در تحليل اجتماعي اين موضوع مي توان به فطري بودن بسياري از باورها و ارزش هاي الهي استناد كرد. پاكي، صداقت، ايمان، درستكاري، عدالت، ظلم ستيزي، آزادگي، نيكوكاري و بسياري ديگر از ارزش ها و فضايل اخلاقي مورد تقديس و گرايش فطري انسان است. انديشمندان مسلمان در اين زمينه به برخي آيات قرآن استناد مي كنند. بر اساس این آیات خداوند شناخت برخی ارزش ها و گرایش به آن را هنگام آفرینش انسان به وی الهام کرده و در نهاد وی قرار داده است: وَ نَفْسٍ وَ مَا سَوَّاهَا فَأَلْهَمَهَا فُجُورَهَا وَ تَقْوَاهَا.(شمس/7-8)
براساس همين گرايش فطري است كه گناه و آلودگي، ستمگري، تبعيض و بي عدالتي، خيانت و ناجوانمردي، حق كشي و ضعيف كشي، دورويي و نفاق و بسياري ديگر از رذايل اخلاقي نفرت انگيز و منزجر كننده است. حتي گاهي كساني كه خود آلوده و ناپاكند انسان هاي پاك، با ايمان و درستكار را دست كم در دل تحسين و ستايش مي كنند. همين گرايش فطري به فضايل اخلاقي است كه سبب شده است تا انبيا، اوليا و ديگر انسان هاي صالح همواره در طول تاريخ مورد تقديس، ستايش و احترام و انسان هاي ستمگر، فاسد و گناهكار مورد لعن و نفرين قرار گيرند. مقايسه محبوبيت وجايگاه پيامبراني چون آدم، نوح، ابراهيم، موسي، عيسي، پيامبر اسلام و امام علي و...در ميان مردم با نمرودها، فرعون ها، قارون ها، ابوسفيان، ابولهب، معاويه، يزيد و ديگران به خوبي حرمت و عزت گروه اول و ذلت و خواري دسته دوم را نشان مي دهد. گروه اول در کتاب های آسمانی و تاريخ ستايش، ولي گروه دوم لعن و نكوهش شده اند. بسياري از اشيا و اماكن مربوط به گروه اول، متبرك و گاه به عنوان عبادتگاه و محل قرب الهي معرفي شده اند. مقام ابراهيم و حجر اسماعيل در كنار خانه خدا، مقام آدم، خضر، ادريس و... در مسجد سهله و كوفه، حتي جايي كه به محل به گل نشستن كشتي نوح معروف است از اين نمونه هاست. مرقد، ضريح و اماكن منسوب به پيامبران و امامان، مقدس و مورد احترام مردم است. مردم با رضايت كامل براي زيارت آنان يا در ايام شهادت و ولادت آنها اموال هنگفتي را خرج مي كنند تا ياد و نام آنان زنده بماند. به مناسبت هاي گوناگون به آنان درود و صلوات مي فرستند. اما در مقابل هيچ اثري از طاغوت هاي تاريخ نيست. همواره با لعن و نفرين ياد مي شوند. اين تفاوت جز در گرو تفاوت انديشه ها و رفتار و كردار آنان نيست.
در باره خواري و ذلت گناه مي توان به نمونه هاي مشخص تر و جزئي تر تاريخي اشاره كرد. بلعم باعورا،برصیصای عابد و زلیخا از اين نمونه هاست كه ماجراي آنان بازتاب گسترده اي در منابع ديني اسلامي و غير اسلامي يافته است. براساس گزارش هاي موجود هنگامي كه زليخا در پي عشق نافرجامش به حضرت يوسف(ع) جواني، زيبايي، بينايي و همه دارايي خود را از دست داد، روزي در گوشه ايي ايستاده بود كه يوسف(ع) در مقام عزيز مصر از آنجا عبور مي كرد. زليخا با ياد آوري موقعيت پيشين و فعلي خود و يوسف(ع) خطاب به او گفت: سپاس خدايي را كه بردگان را به سبب طاعت و بندگي، پادشاه و شاهان را به سبب گناه و معصيت، خوار و ذليل ساخت. نمونه ديگري از ذلت و خواري گناه، برصيصاي عابد است كه در منابع مسيحي و اسلامي بازتاب گسترده اي يافته است. او كه عابدي بسيار زاهد و مستجاب الدعوه بود، پس از عمري عبادت و بندگي خدا گرفتار دام ابليس شد ودر پي ارتكاب زنا و كشتن زني بي گناه به دار آويخته شد و در حال كفر از دنيا رفت. بلعم باعورا نيز عالمي برجسته و مستجاب الدعوه بود كه در پي مخالفت با حضرت موسي(ع) و نفرين بر وي دچار سقوط و انحطاط گرديد.
وَلاَ تَهِنُوا وَلاَ تَحْزَنُوا وَأَنتُمُ الأَعْلَوْنَ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ . آل عمران/139