زمینه های فرهنگ پذیری مسلمانها از بیگانگان
زمینه های فرهنگ پذیری مسلمانها از بیگانگان
دنیای فرهنگ، دنیای پر رمز و رازی است و بدون راز دانی و رمز گشایی از آن، نمی توان قدم به هزارتوی ناآشنای آن نهاد كه در این صورت، هر كار و راهكار فرهنگی، از پیش، محكوم به شكست محتومی است. بیتردید، فرهنگ پذیری به عنوان یك پدیده پیچیده فرهنگی، ریشه در عوامل و انگیزههای مختلف روانی واجتماعی دارد و ارائه هر راهكاری در این باره برای سالم سازی آن، جز با شناخت و آگاهی دقیق از عوامل وانگیزههای مذكور و دیگر متغیرها، امكان پذیر نمی باشد.
فرهنگ پذیری مسلمانان از فرهنگهای بیگانه در باورها، ارزشها، ایدئولوژی و هنجارها، هر چند میتواند ریشه در عوامل گوناگونی داشته باشد، اما آنچه در نگاه نخست، توجه هر فرهنگ پژوه اندیشمندی را به خود جلب میكند، سه عامل عمده خلأ فرهنگی، احساس حقارت فرهنگی و اباحیگری است كه باید در كانون توجه كارگزاران و برنامهریزان فرهنگی جوامع اسلامی قرار گیرد.
۱ ـ خلا فرهنگی
انسان و جامعه را گریزی از فرهنگ نیست و اساساً انسان و جامعه بی فرهنگ وجود خارجی ندارد. از این رو اگر عناصرمورد نیاز را از خود نداشته باشد، از بیگانه تمنا میكند تا خلا مذكور را پُر نماید. برهمين اساس یكی از عوامل مؤثر در فرهنگپذیر شدن مسلمانان و جوامع اسلامی، وجود خلا فرهنگی است كه در قرون اخیر و به دنبال ركود تولیدات فكر و فرهنگ اسلامی پدید آمده است و آنان، ناگزیر دست نیاز فرهنگی خود را به سوی خارج ازمرزهای خویش دراز كرده و به مصرف فرآوردههای فكری و فرهنگی بیگانه رو میآوردهاند تا خلا موجود را پر نمایند.این فرایند در طول دست كم یك قرن باعث رسوب شدن بسیاری از عناصر فرهنگ غیر اسلامی در فكر و ذهن جوامع اسلامی شده و هویت فكری و فرهنگی بخش گستردهای از آنان را كاملاً دگرگون كرده است.
2 ـ احساس حقارت فرهنگی
هنگامی كه یك فرهنگ، متأثر از عوامل گوناگون، ناكارآمد جلوه كرده و در مقایسه با دیگر فرهنگها، جاذبههای خود را از دست بدهد، دارندگان آن، دچار نوعی احساس حقارت فرهنگی میشوند و برای از بین بردن این احساس و عقب نماندن از قافله، به سوی فرهنگ بیگانه گرایش پیدا میكند.
این عامل نیز در فرهنگپذیری مسلمانان و جوامع اسلامی نقش زیادی داشته و دارد. چرا كه به دنبال چندین قرن ركود فكری و مهجور ماندن فرهنگ اسلامی، این احساس در بسیاری از مسلمانان پدید آمده است كه دوران باورها، ارزشها، ایدئولوژی و هنجارهای اسلامی به سر آمده و باید فرهنگ مدرن جای آن را بگیرد. در حالی كه اگر فرهنگ عمیق و غنی اسلامی در حوزههای گوناگون فردی و اجتماعی، مورد مطالعه و تحلیل و تبیینهای دقیق، عالمانه و روزآمد قرار گیرد، روشن میشود كه نه تنها تاریخ مصرف آن نگذشته، بلكه به خاطر هماهنگ بودن آن با فطرت بشری، تا واپسین روز زندگی انسان، طراوت و تازگی خود را خواهد داشت.
باید فرهنگ اسلامی باز تولید شده و مسلمانان به خودآگاهی فرهنگی دست یابند. ارزشهای حقیقی و جهان بینی بسیار مترقی اسلام شناسانده شود و این باور ویرانگر كه تكامل و سعادت راستین آدمی در گرو ثروت، تكنولوژی، قدرت میباشد، از بین برود. و اینكه اگر فرهنگی در عناصری چون انواع تكنولوژی مادی به اوج شكوفایی رسیده باشد، هرگز دلیل بر برتری و درستی عناصر دیگر آن از قبیل باورها، ارزشها، ایدئولوژی و هنجارها نمیباشد، از این رو نباید خودِِ را باخته و از سر احساس حقارت، از خود بیگانگان هم بیگانهتر شد.
3ـ اباحیگری
انسان به اقتضای طبع اولی و گرایش حیوانی و به خاطر عدم برخورداری از تكامل الهی، دوست دارد تمام قید وبندهای فرهنگی را از دست و پای امیال حیوانی خویش بازكرده و در دشت هوسهای خویش به چرای آزاد مشغول شود.[1] و از آنجا كه باورها، ارزشها و هنجارهای اسلامی، اندیشهها و رفتارهای آدمی را برای پیشگیری از انحراف از مسیر درست، محدود میكند، لذا، بسیاری برای گریز از آنها به فرهنگ جاهلی میگرایند و زندگی خود را براساس آن تنظیم میكنند. این عامل نیز میتواند با هدایت فرهنگی و آگاهی دادن تا حدود زیادی برطرف شود.
حال به نظر میرسد كه برای از بین بردن عوامل و انگیزههای مذكور و در نتیجه پیشگیری از فرهنگپذیری منفی مسلمانان، باید دو راهبرد فرهنگی، مورد توجه كارگزاران فرهنگی قرار گیرد؛ یكی ایجاد مصونیت فرهنگی و دیگری راهبرد پرهیز فرهنگی، كه هر كدام، یك روی سكة سلامت فرهنگی میباشد.
[1]. بل يريد الانسان ليفجرامامه، القيامة/1.
وَلاَ تَهِنُوا وَلاَ تَحْزَنُوا وَأَنتُمُ الأَعْلَوْنَ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ . آل عمران/139