خاتَم عشقی بر انگشت شهر بود و رفت
خاتَم عشقی بر انگشت شهر بود و رفت!
ای لب تو نگین خاتم عشق روی تو آفتاب عالم عشق
جان آن را که زخم عشق رسید خستگی بیش شد ز مرهم عشق
(عطار نیشابوری)
صبح جمعه (24/11/93) به مناسبت هفتمین روز درگذشت حجت الاسلام و المسلمین حاج شیخ محمد تقی خاتمی، استاد برجسته سطوح عالی حوزه علمیه زنجان، مجلس بزرگ داشتی در مسجد چهل ستون زنجان برگزار شد، مسجدی در حاشیه بازار قدیمی شهر که «حاج شیخ تقی خاتمی» در آنجا اقامه نماز می کرد و منبر می رفت. یکی از حجره های ساده و صمیمی این مسجد، دفتر کار او بود و در آن به مسائل شرعی مردم رسیدگی می کرد. دفتری ساده، ضمیمی و بی پیرایه، درست مانند خود «حاج شیخ تقی» و خانه و کاشانه اش. «حاج شیخ تقی» به اعتراف همه نزدیکان و شاگردان، آیینه تمام نمایی از یک عالم دینی بود. او بیش از آن که «اهل علم» باشد، «اهل عمل» بود. مردی که نه فقط به اسم، بلکه به رسم هم، «تقی» بود و تقوا پیشه . او از تبار آن واعظانی نبود که در محراب و منبر یک جلوه ای می کنند، ولی چون به خلوت می روند آن کار دیگر می کنند! به درخت پر ثمر می ماند و نه به زنبور بی عسل. علمش، «علم نافع» بود و پر ثمر. «حافظا لدینه»، «مطیعا لامر مولاه»، «مخالفا علی هواه» و «صائنا لنفسه» بود. زهد و ساده زیستی، صیانت نفس، مخالفت با خواهش های نفسانی، تهجد و شب زنده داری، صفا و صمیمیت، تواضع و فروتنی، محبت و مهربانی، بی اعتنایی به چرب و شیرین دنیا، حریت و آزادگی، پرهیز از موضع تهمت و ده ها فضایل اخلاقی دیگر از او «عالمی وارسته» و «زاهدی پارسا» به تصویر می کشید. شوخ طبعی ها و بذله گویی های مودبانه، عالمانه، پند آمیز، به جا و ظریفانه اش خنده را بر لب هر شنونده ای می نشاند و خود با خنده های ملیح، شنونده اش را همراهی می کرد. نکته سنج و نکته پرداز بود. برای شاگردانش، نه فقط استاد، بلکه مربی هم بود. به دغدعه های آنان اهمیت می داد. به طلبه های درس خوان، توجه ویژه ای داشت و از هیچ تلاشی برای حل مشکلات آنان دریغ نمی کرد. نماینده برخی از مراجع تقلید بود. وجوهات شرعی زیادی به دستش می رسید، اما هرگز در آن طمع و به آن دست درازی نکرد، حتی در اوج نیاز خانواده و فرزندانش. بیش از نیم قرن به تدریس و تربیت شاگرد پرداخت و سر انجام با عاقبت به خیری تمام به دیدار معبود شتافت. او در یک کلام، تقی بود و تقی بود و تقی. و العاقبه لاهل التقوی و الیقین.
وَلاَ تَهِنُوا وَلاَ تَحْزَنُوا وَأَنتُمُ الأَعْلَوْنَ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ . آل عمران/139