گل زيباي پيامبر)ص(
گل زيباي پيامبر)ص(
قال رسول الله: هو)الحسن( ريحاني من الدنيا
بهشتيان چه كساني هستند؟
يوسف مدينه و يوسف كنعان
قال رسول الله: هو)الحسن( ريحاني من الدنيا
دو سال پس از ازدواج مبارك حضرت علي(ع) و فاطمه زهرا (س)اولين فرزند خاندان وحي در نيمه رمضان المبارك سال سوم هجري)پانزده سال پس از بعثت( متولد شد و آفتاب وجودش در عالم خاكي پرتو افكند.
از آنجايي كه نخستين فرزند هم بود مورد توجه فراوان خاندان نبوت قرار گرفت. پيامبر اكرم (ص)در گوش راستش اذان و در گوش چپش اقامه گفت و گوسفندي بزرگ براي او عقيقه كرد
و چون موي سرش را زدند به وزن آن نقره صدقه داد و اين كار در بين مسلمانان سنت شد.
و چون موي سرش را زدند به وزن آن نقره صدقه داد و اين كار در بين مسلمانان سنت شد. سيد مرتضي در عيون المعجزات نقل مي كند: ولادت مولايمان حسن ابن علي المجتبى(ع) نيز مانند ولادت جد و پدر بزرگوارشان بود، در حاليكه طاهر و مطهر بودند و در حال ولادت مشغول تسبيح خداوند تبارك و تعالى و تهليل بودند، و جبرائيل افتخار گهواره گرداني ايشان را داشت.
بهشتيان چه كساني هستند؟
حذيفة بن يمان مي گويد: رسول خدا را ديدم كه دست حسن مجتبى را گرفته بود و مي فرمود: ايها الناس هذا ابن علي فاعرفوه والذي نفس محمد بيده إنه لفي الجنة و محبه في الجنة و محب محبيه في الجنة. اي مردم اين فرزند علي است او را بشناسيد. قسم به كسي كه جان محمد در دست اوست، او در بهشت است و دوستدارانش در بهشتند و دوستدار دوستدارانش هم در بهشت خواهد بود.
يوسف مدينه و يوسف كنعان
در شمايل امام حسن مجتبى(ع) گفته اند: شبيه ترين مردان عصر خود به پيامبر (ص)بود، رخساري سفيد مايل به به سرخي، چشماني سياه و گونه هايي پهن داشت. داراي محاسن زياد و گردني نقره فام و بدني متناسب و مليح بود.
در كتاب مناقب آمده است كه روزي امام حسن مجتبى (ع)در أبواء مشغول نماز بود، ناگاه زني خوش چهره وارد اتاق حضرت شد. امام پس از نماز به او رو كرد و فرمود: حاجتي داري؟ زن گفت: آري! و آنچه كه زليخا از يوسف (ع) تقاضا كرد را از ايشان درخواست كرد!
امام حسن مجتبى(ع) فرمود: از من دور شو! مرا با خودت در آتش دوزخ مسوزان. اما زن بر خواهش خود اصرار مي كرد.امام در حاليكه مي گريست فرمود: واي بر تو! از من دور شو! و به شدت گريست.آن زن هم وقتي امام را اينگونه ديد به گريه افتاد. در اين هنگام امام حسين (ع)وارد شد و چون آن منظره را ديد گريست. آن زن خارج شد و رفت ولي امام حسين(ع) به خاطر حيا و احترام برادر بزرگوارش چيزي از آن جريان نپرسيد، تا اينكه شبي امام حسين (ع)برادرش را ديد كه از خواب برخاسته و چشمانش مباركش پر اشك است. علت را از برادرش جويا شد. امام حسن (ع) فرمود: برادرم يوسف (ع)را در خواب ديدم و چون به زيباييش نگريستم گريه كردم. او گفت: برادرم چرا گريه مي كني؟ پدر و مادرم فدايت! گفتم: به ياد تو و فراق يعقوب(ع)و گرفتاريهايي كه از جانب همسر عزيز مصر به تو رسيد، و از زنداني شدن تو و اين همه صبر و شكيبايي تو در شگفتم. او گفت: چرا از مزاحمت آن زن كه در أبواء مزاحمت شد در شگفت نيستي؟)القطرة ج2، ص 458(
سزاوار است مردان و زنان مؤمن و به ويژه مبلغان ارجمند، نام و ياد حضرت امام حسن مجتبى(ع) را از غربت در آورده و در نيمه ماه مبارك رمضان با برپايي مجالس جشن و شادي و افطاري دادن در مساجد و حسينيه ها دين خود را نسبت به اهل بيت پيامبر(ع) و بويژه كريم اهل بيت و غريب فاطمه ادا نمايند.
+ نوشته شده در یکشنبه ۱۳۸۷/۰۶/۲۴ ساعت ۷:۱۶ ب.ظ توسط علی اسدی
|
وَلاَ تَهِنُوا وَلاَ تَحْزَنُوا وَأَنتُمُ الأَعْلَوْنَ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ . آل عمران/139